Machine transcription
(۲۱۲)
(جلد دوم) ( ذکر واقعات عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) (سراج التواريخ)
کهندل خان را در ضمیر این اندیشه جایگیر شد که دولت ایران دست از یاری سعید محمد خان باز نخواهد کشید چنانچه پی هم لشکر میفرستند پس مراجعتش را جانب قندهار سزاوار دانسته مکتوبی بکار گذاران دولت ایران فرستاد که من بالتماس و خواهش بعضی از مردم هرات بانهاد انجا شده از صمیم و رنجش خاطر شاه ایران اگاه نبودم که دست از نصرت سعید محمد خان باز نمیدارد و در امداد او وجهة همت میگمارد و میل خاطر جانب حکومت (۱) نوشت او در هرات دارد و حال که ازگاهی احوال خبر شدم جانب قندهار رهسپر گشتم و طریق مراجعت در نوشتم (۱) فتح اول و پس از باز گشتن او عباسقلیخان بنیر جانب مشهد مقدس مراجعت کرده سام خان با میرزا احمد خان که از طهران وکسر ثانی منشور تهنیت حکومت هرات را چنانچه از پیش رقم گشت برای سعید محمد خان آورده بود چندی در هرات نوز دیدن توقف کردند تا که سعید محمد خان مبلغی از طلا و نقره را بنام ناصرالدین شاه سکه زده با چند بار از ابره و شال و راه نمودن کشمير برسم هديه بایشان سپرده رخصت انصراف طهران داد
وقایع سال وقایع سال هزار و دویست و شصت و هشت هجری
۱۲۶۸ هجری چون مردم توخی و هوتکی متوطنة نواحی قلات واقع عرض راه قند هار وغزنین همواره سلسله جنبان شور و شین بودند و مردم تجار و رهسپار را اذیت و آزاری نمودند چنانچه از جور و تعدی آن دو طائفه راه آمد شد قوافل بدون کثرت و جمعیت بابرین سبیل مسدود بود و ازین امر مردم تجارت پیشه عرض پرداز حضور امیر کبیر شده استدعاء کشودن راه و مأمون گذشتن گاه و بیگاه نمودند و امیر کبیر سردار شیر علیخان ششمین فرزند ارجمندش را که در غزنین حکمران بود فرمان کرد که با لشکر و توپخانه رهسپر قلات شده هر دو طائفه را گوشمال نموده مستأصل سازدوا و با یک فوج پیاده و چهار ضرب توپ و سواره رکابی و ملکی رو بجانب قلات نهاد و مردم توخی در موضع اوتك رباط انجمن گشته با هم قرار دادند که تا نفس آخرین دست از مقاتله سردار شیر علیخان نکشیده مردانه رزم دهند و قبول اطاعت نکنند و این قرار داد را موثق بايمان وعلم که بمهد و پیمان ساخته تهیه اسباب مدافعه پرداختند و انگاه که سردار شیر علیخان از کرد راه در رسید جانین رو بجنك نهاده بيكديك باهم در افتادند و تاشب هنگام بستیز و آویز بسر رفته غالب از مغلوب ممتاز نگشت و از هر دو جانب بسیار تن مجروح ومقتول گردید. محمد افضل خان بن محمد علم خان توخی از نامداران تبعه سردار شیر علیخان زخم منکر بیا بر داشت و هر دو لشکر در تاریکی شب دست از حرب کشیده سردار شیر علیخان در اوتك رباط مقام گزیده شباشب بدور لشکرش سنگر متین برافراخت و بعد از ان مدتی روزانه از سنگر بیرون شده مصاف میداد شبانه بسنگر میتپد تا که چیر دست گشته خصم را بشکست و مال دیوانی را باجریه سر کشی ایشان حصول نموده گوشمالی بسزا فرمود و هم از ایشان عهدنامه موثق گرفت که اگر مال تاجران و رهروان وغیره ضائع و تلف شود در حدود هريك از رؤساء قومی که باشد تلافی آنرا او نماید و بادره را بکار گذاران سلطنت بسپارد تا حکام و ضباط از و باز پرسند دیگر اینکه راه خلاف نپویند و بیرون از اطاعت و انقیاد امر سلطنت دیگر امریرا نجویند سپس راه مراجعت بر گرفته در کابل بشرف دست بوس امیر کبیر مشرف گشته بعد از رفع خستگی از حضور مرخص غزنین شد
ذکر رفتن ذکر فرستادن امیر کبیر سردار عبدالرحمن خانرابه سردار عبد الرحمن خان ( بانتاس والد ماجدش در ترکستان ) نزد پدرش مقارن احوال مذکوره اعلیحضرت امیر کبیر سردار عبدالرحمن خانرا از عرض و التماس پدرش سردار محمد افضل خان حکمران ترکستان از کابل با ملازمان و خدمتکارانش روانه ترکستان فرمود و چون در بنوقت میر حکیم خان شبرغانی از راه نادانی سر از جیب طغیان بر آورده سردار محمد افضل خانش در شبرغان بمحاصره انداخته بود سردار عبدالرحمن خان وارد بلخ شده مدت دوماه از سبب گرفتار بودن پدرش بمحاصره شبرغان شرف دیدار پدر را حاصل نکرده همچنان در بلخ بسر برد و بعد از فتح شبرغان و مخذول شدن میر حکیم خان که سردار محمد افضل خان مظفر و منصور جانب بلخ مراجعت کرده راه نزديك نمود سردار عبدالرحمن خان باستقبال بیرون شده در دشت ارژنه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
