Machine transcription
(۲۱۱)
(جلد دوم) ( ذکر واقعات عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) ( سراج التواريخ )
بن سردار مهر دلخانرا بالشکر از قندهار آورده در لاش جاداده و دیگر سرداران قندهار بتحريك اوروى تسخير
بسوی هرات نهاده بفرشك رسیده اند وسردار محمد صدیق خان بن سردار کهند خان بالشکر شایان داخل علاقه
چیخانسور شده متصرفانه نشسته است از شنیدن حوادث مذکوره در تشویش و اضطراب افتاد ولشکری ترتیب داده
دو برای مدافعه نهاد و ازین راه نامه بسرداران قندهار نوشته ارسالداشت که چون جانین طريق مخالفت مسوزانی
پیموده و می پنائیم گویا در معنی دوست یکدیگر میباشیم که باهم در مخاصمه نکرائیم ومصدر این فتنه را که احمد خان
اسحق زائیست از فتنه جوئی باز داشته از میان برائیم وخود از عقب این نامه راه برگرفته از کروراه داخل لاش
شد و وجود احمد خان را بمتعارف عتاب از انجا رفته دورش کرد ولاش را متصرف گشته سردار شیر علیخان را
بی آنکه بر نجیده خاطر سازد بملايمت ومدارا بيرون كشيده روانه قندهارش نمود ومغلول انتحال وزیر یار محمد خانرا
تب عارض گشته بپایم اباسعید محمد خان پسر خود در لاش گذاشته خود از راه مراجعت رو بهرات نهاد و آنگاه که وارد
منزل رباط میرشد در سلخ ماه شعبان سال ۱۲۶۷ هزار و دویست وشصت و هفت هجری ایام عمرش سپری گشت
و همراهانش نعش او را برداشته در هرات بجنب مضجع یارکان جناب مولوی عبدالرحمن جامی قدس سره السامي
دفن کردند فقط
فوت وزیر
یار محمد خان
ذکر حکومت سعید محمد خان
( بن وزیر یار محمد خان در هرات )
ذکر حکومت
سعید محمد
خان
و پس از فوت و دفن او سعید محمد خان پسرش بالشکریکه همراه داشت از لاش روی مراجعت جانب هرات
نهاد ومردم هرات باستقبالش بیرون شده اگرچه مایه از خرد نداشت با اعزاز واکرام بشهرش در آورده حکمش
را کردن نهادند وهم بذریعه عریضه از اعلیحضرت ناصرالدین شاه قاجار که وزیر یار محمد خان خود را بحمایت
او حکمران هرات می پنداشت استدعاء حکومت پدرش را برای سعید محمد خان کرده خوداو نیز میرزا قرنا خان
نواده میرزا عبدالغفار خانرا با تحف و هدایا و نامه مذکوره رعایای هرات که بخط مير عبد الرحمن خوش نویس مرقوم
داشته بودند در طهران نزد شاه ایران فرستاد و او هدایای سعید محمد خانر اپذیرفته و عریضه هرویان را بگوش قبول
شنفته میرزا احمد خان ناظم دیوان را از راه تعزیت فوت یار محمد خان مرحوم وتهنیت حکومت سعید محمد خان
با اسب زین و لجام زرو کار ومكلل بجواهر از بهر تشریف او و فرستادگان خودش که رخصت مراجعت داد روانه
هرات فرمود و در خلال اینحال بعضی از مردم هرات که بسبب بی خردی سعید محمد خان نسبت بوی ناراضی وسر
کران بودند از راه خفا بسر دار کهندل خان مکتوب فرستاده دعوت تسخیر هراتش کردند چنانچه او بانمای پاره
از مردم هرات با سپاه آراسته از قندهار رو بهرات کرده فراه و اسفزار را متصرف گشت و سلطان مراد میرزای والی
مشهد مقدس که ملقب بحسام السلطنه بود ازین امر واقف گردیده سام خان ایلخانی را باهفت صد سوار تعین کرد
که با عباس قلیخان میر پنج و سه فوج خراسانی وشش عراده توپ و هزار سوار کشاده مشهدی روی بسوی هرات
نهند و در نزدیك هرات فروکش کرده نگران باشند و بسام خان اجازت این نیز داد که هر گاه بخواهد با سواران
خود از عباس قلیخان جدا شده در هرات رود و او در موقعیکه جای گزیند همچنان درنك كنان مترصدامر سانخان
بوده هر چه او فرماید عمل نماید چنانچه هر دو تن باهم آمده متزل شهر هرات اسب رانده عباس قلیخان عنان باز کشیده
فرود آمد و در همانجا که از هرات دومنزل دور بود اقامت گزید و سام خان با سوارانیکه همراه داشت داخل هرات
شد و ازین سو سردار کهندل خان پس از فتح فراه واسفزار جمی از لشکر قندهار را بمحافظت آن دو موضع گذاشته
خود با سپاه مکملی اسب تسخیر رانده بفاصله چهار کروهی هرات رسیده لشکرگاه ساخت و طرح محاربه انداخته
با مردم هراتی و سواره خراسانی بجنك هر روزه پرداخت و در هر روز باهم در آویخته از جانبین خونها همی ریخت
تا که سام خان از دست برد و نبرد سردار کهندل خان خسته و ناتوان گشته بعباسقلی خان پیام داد که از اقامتگاهش
برخواسته در یکمنزلی هرات فروکش کند تا سردار کهندل خان لشکر را بقرپ هرات مشاهده کرده نیروی بازویش
ضعف پذیرد و آنگاه که عباس قلیخان در یکمنزلی هرات فرود كشت تدبیر سام خان با تقدیر موافقت کرده سردار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
