Machine transcription
( ۱۲۰٥ )
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
شرح جوروستم صاحبزاده عطاجان
هیات مکشوف رأی گیتی آرای حضرت والا افتاد که صاحبزاده عطاجان که از راه تیمز حق و باطل از کابل مأمور غورات و وارد آنجا شده است کسانیکه در زمان از هرات مأمور تحصیل و حمل وجوهات و مالیات آنجا گردیده و پس از حمل و دخل تفریطی و از غورات باز گشته مأمور خدمتی شده اند همه را از وی در نزد خود طلبیده و او ایشانرا بخواهش او از هرات در غورات فرستاده وی مسن همگینان را از خدمت دولت باز داشته ناکہ از هر يك رشوت گرفته بی غم رخصت باز گشتن جانب هرات داده است ونیز میرزا غلام رضاخان نامی را که يكلک و پنجاه هزار روپیه از عمل کارداری او بقرار دفتر بنام او حواله شده و همه در ملک مانده بود محبوس و کفیل کابل داشته حصول و وصول اینقدر مبلغ را معطل گذاشته و هم در هنگام توقفش در غور در مواضع چغچران و فرسی وتولك و تكاب اشتران از راه خفا آدمها کاشته رعایای هر چهار موقع را ترغیب و تحریص نموده تا برساکم خود بشورند چنانچه تحريك او مردم فرسی عاجهای کدخدایان خود را غارت کردند و همچنین آس نزد مردم استقرار داده و غافلان فرستاده ایشانرا تحريك و ترغیب فتنه نموده واز جمله صفدر وملا عبد نامان را در شهر هرات گذاشته تا فتنه جویان نکوهیده خویانرا بقصد، برانگیزند ونیز ددصدتن از مردم تایمنی از جور و ستم او جانب شیخ جنید و مبد فرار کرده سرهنك محمود خان سر حد دار مارو چاق مکتوب در هرات فرستاده از تطاول وتعدی صاحبزاده عطاجان که نسبت بفرار کنندگان روی بروز آورده خبر داده است ونیز حاکم غورات را موقوف کرده بحکومت هرات آگهی نداده که دیگر حاکم در آنجا مأمور میشد و خودش دست بگیر و بنده بیار و ببرا ببرد، غورات دراز کرده است و بعلاوه برهمه مردم را اغوا نموده در تشویش واضطراب انداخته از اطاعت حکومت برآورده است و بیباکانه بهر طرف که میخواهند میروند و احد وافراد رعیت بتعليم وتلقين اواز ادای وجوه ماليا وغيره تكاليف دولت سرباز زده بتسلیت او بيك روز بسر میبرند وبدين همه اكتفا نکرده میر زا محمد اعظم نام عامل غورات را که یکییزار و پقصد خامه مالیه دهی خارج از جم را در محل ابراز و انکشاف آورده ویقین زیادی از مالیات مردم آنجا طمعی داشته بسر دفتر هرات نگاشت که همه را داخل جمع کنند و هم در محافل و مجالس سخن از خیانت و خسارت صاحبزاده مذکور رانده اظهار میکرد که پنجاه هزار روپیه تخمین او را بدلائل و براهين ميتوانم ثابت کرد چوی در روز اول که وارد غورات شد دو تن خادم دو ورأس اسب با خود داشت و حالا که از جان بجای میرود پنجاه رأس بارگیر رجینی احمال واثقال او را که همه قالین وقالينچه و اشیای نفیسه اندرده نمیتواند و صاحبزاده عطاجان مردم انجارا از مالیات و بقایای مالیه ده خارج جمع که از روی روز آورده بود برانگیخته تعلیم کرد که میرزا محمد اعظم را تکفیر نموده روی بشورند که ( نعوذ بالله ) نام الله و محمد(ص) را از کتیبه مسجد واقع تا بوره بضرب گلوله تفنك منفي ومحو کرده است ومیرزای مذکور از ازدحام عام آن مردم که روی بشوریدند در شب گریخته بهرات آمد وماجرا بحکمران هرات گفته وی انحست که معروضداشته است وحضرت والا صاحبزاده عطا جان را که در هزاره بیسود نیز بهمینتر چنین امود شده بود در روز سیزدهم مذکور ماه ذیقعده فرمان کرد تا بلادرنگ آهنگ کابل کنند و در باب اسم الله و محمد (ص) رقم فرمود که هیچ یک از فرق مخالف و مواقف اسلام در این امر اقدام نمیکنند چه همه معتقد بخداوند ورسول اویند و مباشر چنین فعل نشوند وهم در خلال احوال مسطور برادر پیر باش و میر رضا نامان قابوچیان حرم محترم اعلیحضرت امیر شیر علیخان که از درگاه در کراچی از بلاد سند روز ذلت وعسرت بسر برده بود از آنجا در قندهار آمده و از آنجا راه هرات بر گرفته چون وارد آنجا شد گرفتار هوا خواهان دولت گردیده نزد حکمران هراتش حاضر کردند و او در پاسخ استفسار حکمران آنجا اظهار کرد که از مردم هراتست و با پدرش در مکه زادها الله شرفاً رفته و پدرش در عرض راه وداع زندگی گفته واو پس از فوت پدر نزد برا دران خود قرار گرفته و ایشان بودن و زیستن اورا در نزد خویشتن نپذیرفته بعد وی بحال در مدرسه کراچی راه تحصیل علم سپرده واز آنجا بباعث تنگی معاش در قندهار آمده کاروان نورد کابل شود و از سبب عدم حصول سند رهداری از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
