Machine transcription
( ۱۲۰۱ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
و از دست دادن هر دو قلعه انجری ، و کرتینو شاه ، دستبرد نکردن اموال دیوبه مردم متی محکم و مبرم ساخته بودند
بعد پاس و پسرای بوی نوشتند که قلعه ( انجری ) را واگذاشته قلعه ( کرتینو شاه ) را در تصرف خود داشته
باشد وی نامه نزد سپهسالار فرستاده از نوشته انگلیسان و فروهشتن قلعه ( انجری ) و نگهداشتن قلعه ( کرتینو شاه )
مر او آگاهی داد که انگلیسان بوی نبشته اند که در باب قلعه ( کرتینو شاه ) سپهسالار را جواب داده بگوئید
که تصفیه حدود سرحد به مطلق بامر حضرت والا وسرکار انگلیس است و سپهسالار در پاسخ این نامه صفدر
خان بونکاشت که میخواهی تصرف جدید خود را در ( کرتینو شاه ) پنهان و آنرا بحسب پندار از خود شمار کنی
هیهات که فائده یابی مقتضیات خود شری زیرا که چه قبل از تصفیه حدود سرحد به و چه بعد ازان قلعه مذکوره را
خواهی گذاشت و کف خجالت برو خواهی مالید واینگاه که رشته فتنه صفدر خان با قوم ( متی ) بانجا رسید نامه
و پسرای کشور هند که آنرا وعده ذکران داده امد بمطالعه کارکنان پیشگاه اورنگ خلافت پیوست و چون
و پسرای در نگاشته خود مواضع اقامت مردم ( متی ) را از خاک مقبوضه دولت انگلیس پنداشته بود حضرت والا
در پاسخ وی رقم فرمود که جبال و اودیه مسکونه مردم مهمند حق وحصه افغانستانند و مردم افغان ودولت
ایشان از انها نخواهند گذشت و همدر خلال احوال مسطور مردم متوطنه کوهستان سرحد که هنوز سر خط
فرمان هیچیک از دولتین نداشته بایما و اشاره جناب ملا ( نجم الدین ) اخند زاده که فرار کرده چنانچه گذشت در
کهسار مهمند اقرار گرفته بود در نواحی و توابع پشاور و دیرجات وغیره میملک سرقت و قتل و غارت شده کار
کنان دولت انگلیس دست اندازی آنان و ترغیب ملای مذکور مرایشانرا از تحريك و تحریض هوا خواهان
این دولت پنداشتند چنانچه کمشنر پشاور بخامه پلتیکل نامه نگاشته ارسال پایه اریکا سلطنت داشت و از حضرت
والا استدعای اجازت استمالت نمودن آخند زاده موصوف را از جانب دولت انگلیس نمودند شد که از مکنون
ضمیر منیر حضرت والا نسبت بجناب آخند زاده صاحب آگهی حاصل کند و حضرت والا که آینه ضمیر
صداقت تخمیرش از غبار تصویرنگ انگلیسان در خاطر داشتند بلا ویپرا بود اجازت عنایت فرمود و کمشنر پشاور
بامر و فرمان ویسرا دوهزار روپیه انگلیسی بصاحبزاده میرآقا و ملا گلی نام از کوهستان کابل و عبدالقدوس
خان بابی و عبد العزیز خان مهمند زائی که در پشاور اقامت و با ایشان معاندت و با ملا نجم الدین ( ۱ )
معرفت داشتند داده نزد او فرستاد و قرار داد که او را مایل و راغب ان کنند که مردم برغلانیدن
سکنه کهسار سرحد را از سرقت مانع گردیده از جمله مردم مهمند را اندرز و نصیحت نماید که بذیرای بمعنی بر
طاعت دولت انگلیس شوند بعد مالیات اراضی انمردم برعلاوه انعامیکه از خزانه دولت داده اید وظیفه برای او قرار انگیختن و
داده شود و آن عالم ربانی وفاضل صمدانی قبول این وساوس شیطانی وهوا جس نفسانی نکرده ایشانرا خائب تحریص نمو
و خاسر بازگردانید و دوبان کار برخلاف پندار انگلیسان چنانچه بیاید قامت مردم سرحد را از حد جبال قوم دن
( ۲ ) سلب یوسف وسواد كام و طن مردم کا کرو دیر برغلانید (۱) بمخاصمت دولت انگلیس برانگیخت و سپهسالار غلام حیدر غنجیدن مال
خان از آمدن و رفتن فرستادگان کارکنان دولت انگلیس در نزد جناب آخند زاده ملا ( نجم الدین ) آگاه شده بسید محمد خان و متاع مفتو
وسلطان محمد خان ولعل محمد خان و عموم مردم حلیم زائی نامه فرستاده پیام داد که اگر فرستادگان مذکور باز وارد شوند لارا گویند
و برخلاف قواعد دولتی خود ایشان مردم را اغوا نمایند همه را دست گیر کرده مال و متاع وسلب (۲) ایشان
را متصرف گردیده سلب نمایند و همدر تضاعيف واقعات و مقالانیکه بشرح رفت یکی از اهل هنود که در میمنه غزل محمد
فوت شده ولاوارث بود و حضرت والا سیاهه نقد و جنس وداد وطلب معاملات او را از محمد سرور خان حاکم سرور خان
آنجا طلب فرموده و کتاب سیاهه و سندات تجارتی او درین حاکم مذکور و عبدالرحمن خان نویسنده و از حکومت
میرزای او مفقود گردیده و حضرت والا درین بازپرس اینقضیه جزئیه افتاد که از باز خواست آن سد رخنه میمنه
کلیه از روی عبرت روی روز آید چنانچه باربار و بگرار فرمان کرده کتاب مفقود را خواستار گشت و از
باز پرس نگذشت تا که جنرال غوث الدین خان را فرمان مجدد مؤکد فرستاده امر کرد که محصل شدید بر محمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
