Machine transcription
( ۱۱٨٥ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
ده فقره دستور العمل در باب تفریق ذکورواناث و پیر و برنا و پیر و دختر و بزرك و كوچك ونفقه وكسوه وسكنا
وقوم ومأوا وشغل وحرفت وغیره امور معیشت ایشان باو فرموده باز مأمور چاریکار نمود و امر کرد که جمیع
باغناج مؤنت همه را از دولت بایشان مرحمت کند و او با محمد علیخان کپتان اختیاری آنآثره بوه اقامت امور
زیست و معیشت اسیران را بر طبق « فرمان حضرت والا آماده و مهیا کرده بکابل باز گشت و همدرین ایام میرزا
نور احمد نامی که با میرزا محمد حسین خان سر دفتر سنجش و کوتوال کابل هم زلف (۱) بود در دفتر مذکور مرتکب | (۱) همزلف
خیانت شده چهارده هزار و نودو دو روپیه کابلی وهفت شاهی ويك فلوس را از وجوه بقایای دمکی مستاجران | کنایه از دو
طرفین بواسطه رشوت گرفتن مخفی داشته از اشخاص ابراز نداد و این خسارت او بروی روز افتاده چون عهد | تن شوهران
دو خواهر که
نامه بدولت داده بود که اگر در مال دولت و رعیت چشم پوشی ولحاظ وجانب داری کند واجب القتل بوده | در اصطلاح
خونش هدر باشد با مر حضرت والا محبوس گردیده نخست حکم قتلش اصدار یافته بعد از سبب آنکه بخیانت | بوميان
اعتراف رقم کرد که اگر این خیانت وی ثابت شود مضاعف از خود بدولت میدهد از قتل رها گشت و پس | افغانستان
از ثبوت خیانتش شهریار جرم بخش خطا پوش همچنانکه از قتلش در گذشته عفو کرد اصل مبلغ مذکور را | باجه گویند
برمستاجران حواله وامر حصول فرمود و بشیار و مساوی آن میرزا نور احمد خان نیز تحویل خزانه عامره
نمود که گویا هم باقرار اعتراف او دو چند وجه گرفته شد و هم اواز قتل نجات یافته شکر گذار جان بخشی و موهبت
یکچند از مبلغ مزبور گشت و هم مقارن اینحال برادر شیر جان خان تاجر که بایلتن از سپاهیان نظام چنانچه
آهشت بزنی دعوی زوجیت کرده و شخص سپاهی در اثبات زن اسبق التاریخ بود از هیات در کابل خواسته
شده محبوس دو سال شده بود در زندان بدرود جهان کرد و حکمران هرات بفرمان حضرت والا مال ومتاع
او را ضبط و چهار هزار و نهصد و یکروپیه کابلی وسه ربع یکروپیه از بهای همه که بفروخت تحویل خزانه نمود
و همدرین هنگام یکهزار میل تفنك خزینه دار که شهزاده آزاده سردار نصرالله خان بآنصد صندوق فشنگ
در وقت توقف اندنش خریده بود بکابل واصل گشت و هم پنج آویزه قندیل و چار بلورین که شهزاده سعادت
قرین ممدوح برای آویختن و افروختن اندرون قبه خرفه متبرکه رسالت پناهی (ص) از قندهار کرنیل غلام
رسول خان سفیر این دولت را فرمان فرستادن کرده بود در قندهار رسیده در اندرون قبه مذکوره اویخته
شدند و هم نائب حفظ الله خان لبو گردی که با سردار محمد ایوب خان در راه لندی طریق جلاوطنی می پیمود
بمرد و همدرین ایام نوزده تن ازبتهای چوبین مردم کافرستان را که بشکل مردمان خود بعضی بر کرسی نشسته
و برخی بپا ایستاده تراشیده می پرستیدند از جمله بتانیکه بآتش چنانچه گذشت سوخته بودند سپهسالار غلام حیدر
خان با کاسهای چوبین تمغاو در کابل فرستاده بیاد کار فتح کافرستان نگاهداشته شدند که از انجا حضرت الا را
بنام بت شکن و دی یاد کردن سزاست و همدر اثنای این احوال محمد صادق خان باغبان باشی ریاض شاهی
جلال آباد که حضرت والا در سال هزار و سه صدو ده هجری چنانچه گذشت از تصدیق شهزاده سپهر وساده
سردار حبیب الله خان که بخدمت گذاری و اخلاص شعاری او بخامه ملاطفت نگاشت بر نخواهش بیفزود و نيك
نوازش فرموده در جاگزینی براری داد محمد رفیق نام برادر واهل و عیال خودرا از راه خفا و کفران نعمت
در پشاور فرستاده و خود را پس از اصول آنان در پشاور چقمه و برقع زنانه مستور ساخته خواست که باین تغیر
لباس طريق وواس حبس بسپارد از قضا بخانه برات نام بقال که خود را مخفی داشته بود گرفتار دست میر شب
جلال آباد گشت و حضرت والا از عریضه میر شب انجا بر ماجرا اگاه گردیده جنرال امیر محمد خان را فرمان کرد
که هفت تن از سواران نظام با سلاسل واغلال که ثقالت ان در خوروزر ووبال او باشد در جلال آباد تاخته اورا
بسخت ترین احوالی در کابل آورده داخل زندان سیاست ترك احسان کنند و مقارن اینحال شهزاده ذی درایت
واجلال سردار حبیب الله خان بعادت هر سال تخم زارع را در شب جمعه هشتم رمضان نموده از حلولیات آن که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
