Machine transcription
( ۱۱۲۸ )
( جله سوم ) ( وقائع ماه جمادى الاخرى سنه ۱۳۱۳ هجری ) ( سراج التواريخ )
در در باخود داشته باشد اورا راه و در قریه دور از شهر جاداده نامه و پیام را بستانند و معلوم کنند که بجه
مدعا نامه و پیام فرستاده است و حکمران هرات از پر تو وصول افگندن این منشور پلكونك روس مقيم شوره
را آگاهی داد و اوتاج تلگرافی را که بادونفر داغستانی حامل نامه حکمران ماورای بحر خزر بود مأمو ر هرات
و امر کرد که در قریه دور از شهر که حکمران آنجا قرار دهد فرود شوه و هم قاضی سعد الدینخان حکمران هرات
بدرقه و حارس کماشته امر نمود که او را از قره تپه برداشته بکمال حراست در نواحی هرات رسانند و سرهنك
محمود خان او را بواسطه شخص داغستانی که نامش در مکتوب حکمران هرات رفته بود مانع شده نگذاشت که
داخل خاک هرات شود واو ( بپلكونك شوره ) پیام داده باسما و از موضع چهل دختران بازگشت و در پایان کار تاج
لطر مذکور از توقف زياد دل تنك شده تنها بدون همراه وارد باغ کارنامه هرات شد که ان شاء الله دروبال و در آنجا
بملاقاتش با حکمران هرات در موقعه ش رقم خواهد شد و هم در خلال واقعاتیکه بشرح رفت سید آدم شاه نام
فوشنجی که سالها روز خدمت دولت انگلیس بسر برده و بنام هجرت با محمد عمر خان تور زائی در کابل آمده
بود شرفیاب بار گردیده حضرت والا پیش امر کرد که در خوست نزد سردار شیرندل خان مواظب خدمت شود
واو از عدم سعادت قبول امر حضرت والا را نکرده در دیگر جا خواهش اقامت و خدمت کرد و حضرت والا
بفراست از ناصية حال او درك اثر منافقت و مكاوحت ( ۱ ) کرده از راه پشاور امر اخراجش فرمود و از قفای
این حکم در ملاطفت حضرت والا بروی پسر و برادر زادگان نائب میرخان که در پشاور بروز خدمت دولت بسر
برده فویت نمود کشوده آمد چنانچه در روز بیست و چهارم جمادی الاخری پانصد روپیه برای غلام حیدر خان
پسر او و صد روپیه بنام خادم پسر او و چهار صد روپیه برای عبدالرحیم خان بن محمد صابر برادر او وصد
روپیه برای خادم وی و چهار صد روپیه برای عبدالله خان پسر دوست محمد خان عم نائب میر مرحوم و صــد
روپیه بنام خادم او مجموع هزار و ششصد روپیه تنخواه سالیانه معین و مرحمت گشت و همدرین هنگام جنرال شیر
محمد خان یکهزار و دویست و پنجاه و دو میل تفنك و سه صد و هفده میل تفنگچه و چهل میل قرابینه ( ۲ ) و دو
صدو هفتاد قبضه شمشير و پنجاه قبضه کارد و یکصد و ده قبضه سیلاده و بیست و نه قبضه کرچ و شش قبضه پیش
قبض يعنى دشنه و دو قبضه خنجر و پانزده عدد سرنیزه که بامهر و هشت جلد چرم آهو از مردم هزاره بدست
آورده بود مصحوب محمد يعقوب خان کپتان فوج پیاده فوفل زائی در کابل فرستاد و هم محمد محسن خان حاکم
هزارۀ دای زنگی مقیم اشکارا باد علی (۳) زاهد سى و يكتوب برك وسى وسه تخته کلیم ، بیست و دو تخته نمد
شش جلد چرم آهو و دو هزار و پانصد روپیه نقد و پنج راس اسب که مردم هزاره بنام پیشکش با و داده
بودند بموجب اشتهار یکه شرف انتشار یافته بود که حکام و عمال وضباط وقضاة وغیره که تحف وارماغات از مردم میبرند
مخالف وعد لیا را که رعایا وغیره بپاس احترام دولت بایشان میدهند نه از رفعت و منزلت خود ایشان پس تحويل
بيت المال نمایند ارسال کابل داشت و هم پیست راس اسپ که از مال میر یعقوب بيك و بیست راس دیگر از
بعضی آحاد وافراد هزارگان با هشتاد و هفت ميل تفنك و بيست و دو قبضه شمشير و پانزده میل تفنگچه و شانزده
قبضه کارد ويك قبضه کرچ و چهل و شش فردگاو وهفتاد راس گوسفند بدست آورده بود بايك تن از خواهران
محمد عظيم بيك سه پای که تا این وقت مخفی روز بسر می برد تمیل کابل کرد و این محمد عظيم بيك بندوت قوم
و مکنت جاه نسبت بدیگر میران هزاره رتبه و مقامی نداشت بلکه شخص پست پایه و فرو مایه بود و بطمع خام
چنانچه گذشت طالب خطاب سرداری شده قدم از اندازه خویش بیرون گذاشت تا که از شرارت و خسار تیکه
در نهاد داشت باعث فتنه و فساد گردیده مورث قتل و غارت و اسر جان و مال وزن و دختر و پسر و موطن و مسکن تمام
هزاره شد و بمکافات کردار ناهنجار خویش برسید که هنوز معامله آخرتش با خداوند قهار است و همدرین هنگام
(۱) مکاوحت با چیزی در کوشیدن و با شکار دشمنی کردن (۲) قربینه باصطلاح مردم افغانستان تفنگ کوتاه را که
عشابه دنباله مرغاهن فراخ دارد کویند (۳) قلعه کوچکی که دارای يك خانه نشيمن وكندار چشمه ساریکه
زیست و حش و طیر و جانوران کوهی میباشد واقع است و محل اقامت آدم نمیباشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
