Machine transcription
(١١٦٤)
( جلد سوم ) ( وقایع ماه جمادی الاخری سنه ١٣١٣ هجری ) ( سراج التواریخ )
ایشان ننگرده چون دروغ بسیار از کفتار شنیده بود اسلام آورندگانرا در لشکرگاه خواسته نزد خویشتن محبوس
نگاهداشت واز پس این فتوحات موضع (منده کل) را نیز در تصرف آورده حاضران جلال آبادی و یکضرب توپ شاه دانه
فتح کشاد داد و تمامت سپاه کینه خواه مورد تحسین و آفرین حضرت والا شد ومقارن این حال حضرت والا
صندوق از اسباب واشیای شاهانه آکنده فرموده در روز دوشنبه هفتم جمادی الثانیه از راه اعطا و انعام برای
( ایریل جارج کرزن ) کمپیل نمود و همدرینوقت پنجنفر از خوانین مبرم مهمند چون فتح الله خان وشير على
خان ومحمد یعقوب خان ومحمد سعید خان وسيف الرحمن خان که از باجاور رو بپایتولت نهاده و بفرمان حضرت
والا در کنر جای گزیده و درکابل آمده شرف یاب بارشدند حضرت والا ایشانرا در خوست مامور اقامت کرده
سپهسالار را فرمان کرد که اهل وعیال ایشانرا از کنر بجانب خوست کوچ دهد چنانچه او ایشانرا در خوست
فرستاد وایشان بامر فلاحت پرداخته اساس تحصیل مؤنت و معیشت زراعت نهادند و هم درین ایام دو بست و شصت
صندوق از اسباب و آلات و ادوات کارگاه نجار که مستر مارتین بکمانی خریده از فرنگستان بحمیل کابل نموده بودند پشاور
رسیده از آنجا باین سیر خان جانب کابل حمل و نقل داد و همدرین هنگام سید خان نامی از سادات ساکنه سنگر
رابه مجرستان که با اهل و عیالش و جمعی از اشرار هزاره مامور اقامت چكچلك شده و دختر شوهر دار او را
جنرال میر عطا خان در هنگام ورود خویش در مجرستان بجور واکراه متصرف گردیده بود ماجرا معروضداشته
داد خواست و حضرت والا خود او را از چكچلك طلب کابل نموده وی پس از مدتی که شرف بار یافت و عرضش
بصدق انجامید جنرال میرعطا خان کرفتار مکافات و کیفر تعدیات خویش که در هزارجات ازقوه بفعل آورده
بود گردیده محبوس و مال و منالش تمام ضبط دیوان سیاست سلطنت گشت و همدرین احیان میرزا پاینده محمد نام جلال
آبادی از درآمدهای گدامداری جلال آباد نزد میرزا محمد قاسم خان سر دفتر سمت مشرقی شده خواهش گدامداری
جلال آباد کرد و او که از ممر و مدخل منافع انبار داری نيك آگاه بود بوی همه را ابراز داشته و دركات منفعت
آن را بدلایل متقنه مكشوف نموده گفت تاچیزی افزون شکستی که سند من باشد و در روز حساب آنرا حجت
قرار دهم که ملاحظه منفعت بیت المال را بواسطه این زیادت کرده انبار جلال آباد را فرمان داده تفویض کردم
والا نمیتوان بدون امر واجازت دولت انبار داری را بکسی داد و میرزا پاینده محمد اینرا شنیده بتعلیم والقاى
میرزا محمد قاسم خان سند شرعی و آقا جان و میرزا شیر احمد و ناظر میان نور و میرزا گل جان نامان را ضامن
خسارت و خیانت خویش داد که در هر خرواری سه سیر افزون از حبوبات و ارزاقیكه رعايا تسليم وتحويل او
نمایند بدولت میدهد و از رعیت مثقالی اضافه از وزن ننگرفته بحواله دار و مصارف دولت نیز کمتر از
وزن نمیدهد و در خرواری سه سیر افزون بدولت میرساند بعد میرزا محمد قاسم خان فرمان انبار داری
جلال آباد را بنام او نگاشته وخاتم بر نهاده چون ناظر محمد صفر خان غلام خاص حضرت والا منصب مهر
برداری داشت و رسوم مهرانه را از تمامت حکام وقضاة وعمال وضباط که مامور میشد ازده تا صد ودو صد
روپیه بر طبق درجه کار میگرفت و ازین ممر دارای قرب هشت الی ده لك روپیه شده بود ودستور العمل
داشت که فرامینی را که کار گذاران بزرك دولت مهر نهند بمهر مهر آثار بادشاهی مزین کند فرمان میرزا
پاینده محمد را مهر کرده بوی داد و نگفت که این سه سیرغله را که از هر خروار اضافه بدولت میرساند و از
رعیت اضافه نگرفته و بمصارف پادشاهی کم نمیدهد آیا خاك ياغله انبار مخلوط میکند یا جن از دیگر جا آورده
مصارف انبار دار و تنخواه او و عمله کار را کامل میکند و ازینجاست که اعلیحضرت سراج الملة والدين چنانچه
در جلد چهارم بشرح خواهد رفت باجاره دادن امور دیوانی دولت را موقوف و قدغن فرمود و هم در تضاعیف
واقعات مسطوره سه تن پسران نصرت چتك از هرينه واستدعای خود اجازت آمدن کابل یافته با اهل و عيال
خویش از پشاور راه کابل پیش گرفته در ظل حمایت و رأفت ایندولت آسائیدند و از جانب دیگر محمد علیخان
عفو وپوزش
محمد علی خان
مر کاترستان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
