Machine transcription
(۱۱۰۰)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
(وقایع ماه جمادی الاولی و شرح ورود)
سردار نصرالله خان در قندهار
و از آنسوی شهزاده سپهر وقار سردار نصرالله خان که شب را از سبب ظلمت و فراز و صعوبت راه ریل در ایستگاه شارک چنانچه گذشت توقف فرمود بساعت پنج از بامداد روز یک شنبه غره جمادی الاولی ریل را از ایستگاه مذکور مرحله پیما نمود و کارکنان ریل بکاستانه انجمن دیگر از جهت پستی و بلندی بودن راه آهن که در کهسار و قلل آفاق افتاده است در عقب ریل سواری شهزاده بستند تا طراز معین راندن و در نشیب مانع تیز حرکت کردن آن شود باری شهزاده راه هموار بقیه ریل را که در کجاساخته اند مشاهده کرده بساعت هاز روز مذکور در ایستگاه واقع موضع بوستان از قرای نوشتیه بربو وصول افکند و ریل را مکث دادند تا که شهزاده و خدمه رکابش صرف طعام و چای فرموده بامر حرکت نمود و بساعت یازده و نیم قبل از نصف روز مزبور راه افتاده آنگاه که بقرب شکاف جبل كوتك که کارکنان دولت انگلیس آن کوه صخرهء ابلق متین و صرف زر کثیر در عرصه پنجسال شکافته و جریده از آب آن قلبه بروی روز آمده است جانب درت جن که بیابان وسیع پست جاری ساخته بقعر عمارات عالیه برداخته اند شرف بخش وصول گشت شهزاده از خانه نقبین نام در انجمن یعنی آتش خانه که ریل را بقوت بخار حرکت داده میکشد از در مشاهده تشریف برد و تا دهن ثقبه کوه در انجمن مکث و مشاهده نموده جانب نشيمن گاه خویش باز آمد و ریل داخل سوراخ شده پس از طی مسافت سوراخ کاسه کروه راهت قدری بیرون از سوراخ قطع طریق کرده بایستگاه چمن واصل شد و حاجی اسد خان و محمد اسلم خان قا پوچی و میرزا سید محبوب خان وغیره چون نهصد مستان و منسوبان هم عساکر شهزاده با وقار و سواران نظام دسته ترکی و کوتوالی و مخصوص رکاب سعادت اکتسابش از پیاده و سواريكه كر از راه بدره وارد ایستگاه شده و بلباس رسمی صف احترام ورود سردار عالی تبار بر کشیده بودند در وقت فرود شدنش از ریل مراسم سلام و احتر ام را کراب و بلیره و احترام بطریقه که میبایست و میشایست بتقديم رسانیدند و شهزاده همگینانر ازبان لطف و مرحمت پرسش حال و پژوهش احوال نموده بعد سوار اسب گردیده آهنگ نقطه سرحد افغانستان کرد و از انگلیسیان بچین چون (سر جمس برون) (و پاليتكل اجنت بلوچستان) (وجنرال فوج نظام شالکوت) (وپالیتکل اجنت چمن) و کپتان ایستگاه موضع مذکور با دوی کیتان دیگر تا خط فاصل سرحد مشایعت نموده راه همی پیمودند و کرنیل نور احمد خان که با چهار ضرب توپ و سواره و پیاده نظامی و اعیان و بزرگان ملکی و کار داران قندهار که راه پذیره چنانچه گذشت بر گرفته بودند در سرحد شرف رکاب بوس حاصل کردند و افواج نظامی دست سلامی بسر برده پیاده سه ضرب توپ تبريك ورود مقدم شهزاده کشاد دادند و شهزاده بدر گیان نظامی و ملکی را پرسش بسزا نموده بسرا پرده و بارگاه جلالت از اسپ فرود شده تشریف برد و با متصدیاران هر کاب و افسران مشایعت کننده انگلیس بر کرسیها جای گزیده و از حلوات و فواکه که بر روی میزها چیده بودند خویش را ملتذ (۱) و شیرین کام ساختند جای بیاشامیدند بعد مشالعین انگلیس رخصت مراجعت حاصل کرده باز گشتند و شهزاده نیز بساعت پنج سوار اسب شده در از دو کاه که جنب قلعه شاهی واقع قرب بولاک بود تشریف فرما شده نزول اجلال فرمود و قدم در خیمه که میرزا محمد حسن خان از ماقوت ساخته و بر داشته و برپا داشته بود نهاد و پنجاه و يكضرب توپ تبريك كشاد داده شد و در روز دو شنبه دوم جمادی الاول درین منزل رحل توقف انداخته میرزا عبد الرؤف خان را از راه حمل و نقل دادن اسباب و مال و متاع خویش و خدمه رکاب در ایستگاه چمن امر رفتن کرد و مستقبلین را از سر داران و اعیان و علماء و افسران نظام و سر دفتران و بازرگانان و بزرگان طوائف درانی بارعا بداده و همکنان تحائف وهدايا از نقد و نفائس اشیاء که شایان شان شهزاده بودند و مطبوع طبع مبارکش می نمودند بقدر توان و استعداد خویش پیش کشیده شرف قبول حاصل کرده بمرام و ماتؤول واصل
شرح ورود
سردار
نصر الله خان
در قندهار
(۱) ملتذ بضم
میم و فتح تا
یعنى لذتياب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
