Machine transcription
(۱۰٦٥)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
ایشانست از کثرت مقتولین وثقات بارسه هزار و پنچصد روپیه جرم وسه هزار و پنچصد روپیه دیه که مجموع
هفت هزار روپیه بهر واحدی از مقتول برقاتل وعاقله اش شرعاً وسیاسة بامر و فرمان حضرت والا برعموم رعایا
و برای مملکت افغانستان نهاده از سبب صدرعنه قتل نفس داخل رساله قانون حکومتی نیز شده ساری وجاری
گردیده بود بستوه آمده سردار شیرین دل خان از ناتوانی وعدم استطاعت ادای این مبلغ وفرو ماییگی آن مردم
شرر عریضه نگار پایه اریکه خلافت شده استدعای کاستن جریمه کرد وحضرت والا درروز پانزدهم ماه شوال
فرمان فرستاده نگار داد که مراد ازجرم زیاد این نیست که وجه بسیار واصل خزانه شود بلکه مقصد اینست که
ابواب قتل وخون ریزی مسدود گردد تا مسلمانان ازنقالت باردیه وجریمه اندیشیده دست از ریختن خون هم دیگر
بازدارند وناچار گردیده ترک مخاصمت کنند و از نفاق باتفاق گرایند و در اتحاد غم وشادمان باهم شریک وانباز
شوند واگر چنین نباشد وجريمة اندك نهاده شود که ادای آنرا بسهولت بتوانند هم آینه از شرارت وجهالت مردم
افغانستان که در نهاد دارند درسالی دولت روپیه از علاقه نجیم و چهاريك ازمحراب وتکاب قطع نظر از دیگر
مواضع بخزانه دولت خواهد رسید زیرا که توان جرم اندك را در خود دیده و از ادای آن عاجزنیامده صدهانفر
بقتل خواهند رسید پس از قاعده که درج کتابچه قانون حکومتی است دولت نمیگذرد و هرگز نقص وفسخ حکمیکه
از اندیشه صواب رفته است نمیکند تارا، سفك دماء مسدود شود وهمدرین ایام سید عبد القیوم خان قاضی محكمة عزم اصلاح
شرعیه هزاره دای زنگی تصمیم حتم کرد که درین مردم سکنه آن جبال بنیاد مساجد نهاده اجرای احکام الهی امور مذهبی
را از قبیل تعلیم نماز پنجگانه و نماز جنازه و اصول وفروع دین وغيره بر طبق مذهب مهذب حقه حنیفه نموده نمودن قاضی دای زنگی
مردم هزاره را مجبوراً پیرو این آئین مبین کند و مذهب ایشانرا که امامیه اثناعشریه است تغییر دهد و خیر و سعادت مردم انجارا
ابدی حاصل نماید چنانچه حضرت والا در روز پانزدهم مزبور ماه مسطور ازعریضه واستدعای قاضی مذکور
فرمان کرد که درهر نجاه وصدخانه که نزديك هم بوده قدرت حاضر شدن و بهم آمدن را درگاه وجایگاه داشته باشند
مسجدی بنیاد نهاده آباد کنند و نماز و احکام شرعی را بآن مردم بیاموزد ویاد دهدا ما آن مردم که راه براست
را گم کرده بمذهب آبائی خود مبرم و مستحکم بودند بمضمون ( كل حزب بما لديهم فرحون ) ترك مذهب
خویش نکردند وازینجاست که شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی فرموده
بامیه دل چه سود گفتن وعظ نرود میخ آهنين در سنك
وهمدرین وقت حاجی محمد نبی بن ناظر نعیم که بواسطه میرزا محمد حسین خان سردفتر سنجش و کوتوال کابل شرح حال
با جمعی از مساحان مامور ممیزی و پیمایش اراضی رعایای توابع غزنین و هزاره جاغوری چنانچه گذشت شده بود حاجی نبی و
غیره کار
از غزنین و نواحی آن فراغت حاصل کرده وارد کوهستان هزاره جاغوری گشت واراضی وقنات واقع موضع گذاران
زیرک را که بقرار سند عرفی ابتباعی واز متعلقات سردار شیرعلیخان بود و مردم آنجا از خود گفته داخل بوات
ضبط نیاورده بودند خواست که داخل ضبط دولت کند ومتصرفین آن سه صد روپیه پاره (۱) داده چهارماه
مهلت گرفتند که از کابل فرمان ملکیت آنرا بنام خود حاصل نمایند چنانچه منشوری حاصل کردند که مایملك (۱) پاره
ایشانست و دربیان کار چنانچه درجلد چهارم بیاید اولاد و احفاد سردار مذکور مشمول عنایت اعلیحضرت یعنی رشوه
سراج الملة والدین شده از مراحم و الطاف این پادشاه جرم بخش خطاپوش بصفت آئین قرین عفو گردیده رخصت
اقامت موطن و مسکن خویش یافته چون بمنزل وماوای خود جای گرفتند بدعوای استرداد اراضی مذکور پرداخته
ماجرا نزد حاکم بردند و حاکم جانب مردم زيرك كرفته با آنکه افزون از شصت هزار روپیه ارزش داشت بدوازده
هزار روپیه صلاحیت کرده ابراء نامه شرعی از ایشان گرفته بمردم زيرك سپرد ومصالحه رفع مخاصمه کرد و جانبین
ششهزار روپیه از جمله بهای اراضی متنازع فیها که درج ابراء نامه بود دستار بها بحاکم دادند سپس چهار تن
از نبائر سردار شیر علیخان که درکابل بودند و در سلك دسته عبراسپور طریق خدمت دولت می پیمودند حاضر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
