Machine transcription
( ١٠٦٣ )
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
تلف كرده و بمساعی میرزا محمدحسن خان بروی ثابت گشته حواله شده بود بامر نمود کمالراضی و عقار وضیاع و متاع
اورا كه در هرات دارد فروخته بمحصول رساند واو شخصى را وكیل قرار داده این امر را بنای رد و هدر خلال
احوالیکه بشرح رفت نشنیده و بنجاوو هشت خانوار از مردم افغان که و جوه بقایا و غیره درکات از دفتر سفجن کابل
بمساعی میرزا محمدحسین خان بنام ایشان حواله رفته و محصل تنك گرفته بود بااهل و عیال خود فرار ماوراءالنهر
شدند و حضرت والا از عوارض وقایع متکاوان رماجرا آگاه گشته در روز شانزدهم رمضان محمدسرور خان حاكم
خان آبادرا فرمان واصم كرد كه ایشان را تسلیت داده و ازمژده و نوید الطاف خسروانه امیدوار ساخته درموطن
و مسکن ایشان بازآرد واو هرچند كوشش و كشش نمود ایشان از زنجیرکه دیده بودند باز پس نیامدند و محمددین
بنام سی و دو هزار و دو صد روپیه از جمله سی و هفت هزار و نهصد و هفتاد و چهار روپیه كه میرزا محمد حسن نامی
از مردم تركه و نیز دردفتر سفجش بقلم باقی داده بود بفتح محمدخان حاكم خنجان بفرمانیکه از دفتر مذكور بنامش
رفت حصول كرد.
شرح حال
میران چترار
< ذکر کشش و کوشش شیر افضل خان چتراری و محاربات او >
واز آنسوى اميرالملك رئيس چترار كه بقتل رسانيدن او نظام الملك را از پيش رقم شد با دو هزارتن پياده
و سوار مسلح در موضع كربت واقع مسافت چند كروه دور از نفس چترار بعزم پیكار عمرا خان فروكش كرد
ولیكن شیرافضل خان وارد دروش گردیده لشكريان امير الملك از ورود او در آنجا آگاه شده همه نزد شیر افضل
خان رفته در تحت رایت او قرار گرفتند و از جمله بیست تن از هوا خواهان اخلاص کیش و فدائیان صداقت اندیشش
بابها در خان که از رفتن و پیكاز زده ایستادند دیگران تمام ازوی روی برتافتند و اميرالملك از مشاهده اینحالت خوفناك
(1)
کربزی
مكاری و حیله
وری
گشته علوفه و ازوقه را که باخود داشت ازموضع كربت در موقع آئین واقع قرب چترار حمل ونقل داده خودش
با انگلیسان درشب براه برگرفته وارد آنجا شد و شیر افضل خان از دروش برخاسته در موضع كربت بجای او
فرود كشت و امير الملك با انگلیسان توان اقامت را در خود ندیده از آئین روی بسوی قلعه چترار نهادند
و دراندرون قلعه جای گزیده محصورا نه اقامت ورزیدند و شیرافضل خان ازین كربزی(1) نمودن انگلیسان واميرالملك
خود را چیره دست دانسته از موضع كربت بروی یورش بسوی موضع مسته واقع قرب قلعه چتراركه انگلیسان
و امير الملك در ان قرار گرفته بودند نهاد و انگلیسان با اميرالملك هنگام عصر آهنگ جنك كردند و تاوقت مغرب
هنگامه كارزار را استوار داشتند و شیرافضل خان باشكر خویش پس از ادای نماز شام پای جرأت فشرده انگلیسان
را مغلوب ساختند چنانچه باز بقلعه در شده راه بیرون شدن خود و در آمدن تبعه شیر افضل خان بربستند و شیر
افضل خان ایشانرا بمحاصره انداخت وتنك بين وكوبال سين نامان از جماعة داوان با بیست تن از سپاهیان نظام انگلیس
درین جنك كشته و بیست تن مجروح گشتند و از تبعه شیر افضل خان نيز چهل تن فدای وطن گردیدند و انگلیسان
چنان كسبه متنان قلعه در آمده پناه كردند كه صمد كان وزخم برداشتگان خود را از حرب گاه برداشته
نتوانستند و با مداد روز ديگر شير افضل خان بعمرا خان پيام داده كمك طلبید كه انگلیسان را
مستأصل سازد واو مجيد خان نامی را با سه صد تن پیاده وسوار رهسپار معاونت نمود چنانچه ایشان از گرد راه
در رسیده بمواضع مرتفعه مرتفعه كه مشرف برقلعه بودند فراز شده سنگرها برافراختند و با محصورین راه زد
و خوردنشوده رزم همیمدادند تا كه انگلیسان خسته وستوهیده شده طریق چاره بحیله پیش گرفتند وقاتل
سردار نامی از چتراریانرا كه نزد ایشان پناه برده و در قلعه حاضر بود از قلعه بادست وپای بسته بیرون كشيده
بدست بهادر خان برادر امانی الملك مهتر مرحوم چترار دادند واوپيش بتيغ انتقام خون سردار نام بكشت
و امير الملك را كه با اینوقتش معاونت می نمودند زنجير بگردن انداخته محبوس كردند و برادر کهتر اورا بشراز
نام برآورده بخواریابی تبعه شیر افضل خان نشان و آواز دادندكه اينك اورا مهتر چترار دانسته دست از محاصره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
