Machine transcription
( ١٠٥٧ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
اختلاف پذیر گشته حضرت والا از عرایض وقایع نگاران آنجا و ماجرا آگاه کردیده محمد عظیم خان
الکوزائی و میرزا شیر محمد خان وغیره را از وقایع نگاران آنجا را در روز هشتم شعبان فرمان کرد.
جهت انکشاف غدر و خیانت بخسارت پیشگان در کابل طلبید و پس از ادراك ایشان سعادت تقبیل سدة علیا را
چنانچه بیاید کار گذاران قندهار از جیا تیکه روی بروز آورده بودند و بحضرت والا محقق گشت در کابل خواسته
شدند و محمد عمر خان نورزائی که مأمور تعیین خط ونقاط فاصله سرحد شدنش از پیش بشرح رفت در روز هشتم
شعبان وارد قندهار گردیده بتهیة سامان سفر پرداخت و هم در خلال احوال مسطور بعضی از اشرار سیستان
تحريك پشکال میرمعصوم خان حاکم آنجا که هنوز طفل بود و امور حکومت را چنانچه بایست اجرا میتوانست
نمود ایذا و آزار بسیار برعایای چخانسور رسانیده اشرار زیاد و از دزدوند و از جمله نایب حسین قلیخان و علی
بيك نام و از طرف میرمعصوم خان خود را رسول قرار داده بکشان نهر هیرمند آمدند و در خصوص اجرای نهر
بند شمشیر با آخندزاده فقیر محمدخان بزبان مخالفتانه مذاکره کردند که شاید نهر را مسدود کنند و هم پسران نورمحمد
نام دزد سیستانی که پدر ایشان در فراه محبوس بود یکی از پیاده گان ساخلو را با برادرش از حدو د تخت رستم اسیر
و دست گیر کرده با خود در سیستان بردند که پدر خویش را بطریق عوض از حبس رها سازند و حضرت والا
از عریضة آخندزاده فقیر محمدخان برماجرا آگاه گشته مکتوب مخالفت اسلوب بمیر معصوم خان فرستاده نگار داد
که اشرار نكوهيده اطوار سیستانرا از کردار ناهنجار ایشان بازدارد تا نزاع با دنیارد و او بتعلیم وتلقين على بيك
پور از نوشتن پاسخ مقدور حضرت والا تغافل و علاوه بر تجاهلش موسی خان را با صاحبان اموال مسروقه که
از چخانسور جهت استرداد مال و متاع ایشان در سیستان طلبیده بود مال و منال ایشانرا رد نکرده بی نیل مقصود
بازگردانید و حضرت والا از اوضاع او نوابی خراسان نامه فرستاده نگار داد که شخصی بخردی را از راه تمیز حق
و باطل كفيل سیستان نماید تا رفع اختلاف جزئی کردیده مناقشة کلی روی ندهد که انشاالله تعالی غیر فرستادن او
از مشهد در سیستان بموقعش رقم شده می آید و همدرین احیان بروز پانزدهم ماه شعبان شهزاده سپهر وساده سردار
حبیب الله خان در باب موقوف و برحال بودن ملازمت چند نفر از مرده قزلباش وهزاره که در فوج دوم سواره شاهی
روز خدمت بسر می بردند عرض پرداز حضور والا شده حضرت والا بخط خاص برای شهزاده نگار داد که حاجت ندارد
مبادا وقتی بخود ایشان با نظام ضرر رسد و از صدور این حکم و نیز چون نوشت که بغیر از هزاره بهسود و جاغوری
دیگر مردم هزاره هم داخل فوج مذکور نباشد نفریکه از مردم دای زنگی وهزاره غزنین بودند هم با نفری قزلباشیه
موقوف نوکری از فوج مذکور گشتند و همدرینوقت سعید محمدخان برادر سردار شیر محمدخان بلوچ متوطن جاز رجبك
و محمد رضاخان برادر محمد عمر خان بندر را حضرت والا فرمان کرد که در وقت ورود محمد عمر خان نورزائی در
سرحد بکار تعیین حدود فاصله با او همعنان شده بامر و فرمان وی کار کنند و هم مقارن اينحال عبد الغفور خان
پسر حاکم بلخ دختر مهر دلخان نام کپتان پیاده کانقظام را برسم زناشوئی عقد نامزدی بربسته سه هزار روپیه حلویات
صرف مجلس نامزدی خویش کرد و حضرت والا از عريضة واقعه نگار آنجا برفضول خرجی و اسرافی او آگاه
کردیده سردار محمدعزیزخان حکمران ترکستان را فرمان کرده رقم فرمود که این تبذیرها و نظر بواجب خود
و پدرش بسی از جادة اقتصاد (۱) دور است و بحيف وميل کردن مال دولت ورعیت نزديك پس تحقیق تام نمايد وامر
را بمقامش رساند تا اگر از مال دولت ورعیت صرف کرده باشد زجر و تو بیخ سخت فرموده شود که دیگری مرتکب
چنین فعل ناگفته ( نهی ولاتأكلوا أموالكم بينكم بالباطل) را آویزه گوش هوش کند چه ازینگونه افعالست
که آدمی دو چار عصیان ووبال میشود و حکمران تركستان بداب وشيوة حكاميكه با كرك انبازدریدن کوسفند شوند
و با شبان شريك نوحه کردن جوابی معروض داشت که گویا امر مذکور هیچ صورت وقوع نداشت وحضرت
والا که از نيك وبد تمام مملکت و رشوت خواری ورعیت آزاری کار کنان ترکستان نيك آگاه بود اشهارات
طلب كابل
شدن بعضی
از وقایع
نگاران
قندهار
(١)
اقتصاد میانه
روی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
