Machine transcription
(۹۹)
( جلد اول )
( ذکر وقایع عهد اعلیحضرت شاه محمود )
( سراج التواریخ )
معلوم نبود شهزاده ایوب را بیاد شاهی برداشته در پشاور بارگاه سلطنت بر نشانیدند و خود جانب کابل راه بر
گرفتند و سردار محمد عظیم خان که از عقب ایشان راه پشاور برگرفته واسپ رانده وارد چج و پکلی گردیده بود
که شاه شجاع وارد درۀ اسمعیل خان شد و در انجا فرستادۀ حافظ احمد خان سدو زائی حاکم لیره با تحف
بسیار و هدایای شاه وار از قبیل اسپان ترکی واشتران مهاری بلوچی و غیره اجناس پشمین و ابریشمین
شرفیاب حضورش شده همه را پیش کشیده مطبوع طبع شاهی گشت و شاه فرستادۀ موصوف را بخلعت فاخره
تن بیاراست و رخصت انصراف داد و هم خلعتی برای حاکم لیره فرستاد بعد از درۀ اسمعیل خان رو بجانب
پشاور نهاد و شاه ایوب که نیروی مدافعه در بازو نداشت شهر را گذاشته لوای فرار جانب الکای مردم یوسف
زائی افراشت و شاه شجاع بیباکی داخل پشاور شده رحل اقامت انداخت و شاه ایوب از آنجا در چج
و پکلی نزد سردار محمد عظیم خان رفته اظهار حال والتماس امر مکنونه بال ( ۱ ) خویش کرد که بواسطه ( ۱ ) یعنی دل
برادرانت نام پادشاهی بر خود نهادم و اکنون که شاه شجاع در پشاور طرح اقامت انداخته ولوای
حکومت برافراخته است امید آن دارم که بنیروی بازوی شما از همگنان بمانم غایدم بهمین قدر اکتفا کرده قناعت ورزم
و سردار محمد عظیم خان اورا تسلی و دلجوئی داده باخود برداشته آهنگ پشاور کرد و چون در منزل شاه آباد
واقع پنج کروهی پشاور فرود آمد سه تن از معتمدین خویش را پیش شاه شجاع فرستاده پیام داد
که ملازمان خاص را از حضور دور نموده محفلی را خلوت کنید تا بملاقات آمده شرف دیدار حاصل نمایم زیرا
که از بودن آنها بجان ایمن نمباشم و شاه شجاع را ازین پیام او خطرات چند در خاطر خطور کرده
در همان شب لشکر از شهر پشاور بیرون فرستاده موضع تهکال را عسکر گاه فراز داد که نقد وجود سردار
محمد عظیم خان را بمحک امتحان رساند تا اگر صادق العهد والوعد باشد راه اطاعت خواهد گرفت و الا پیش
نیامده بمخالفت خواهد گرائید آنوقت کار به پیکار قرار خواهد یافت و بدستخط خویش بسردار محمد عظیم خان
نوشت که ما در هیچ هنگام اغراض نفسانی را ملحوظ نداشته همیشه اصلاح امور را بر وفق خیر و مرام خواص
و عوام انجام میدهیم هرگاه از صمیم قلب قصد ملاقات دارید بدون واهمه و هراس راه ملاقات بر گزید زیرا که خود
میدانید که ما را خلاف عادت موجب ملالت است که خدا مرا از حضور برانم و در خلوت باشما سخن برانم و سردار
محمد عظیم خان جواب نگفته میر آخو ر ولی را با چند بیرق پیادۀ ساحلو و سوار پیش فرستاد و شاه شجاع
خود نیز بعداز فرستادن نامۀ مذکور از پشاور رهسپر تهکال شده در باغ علی مردان با کشتگان سردار محمد
عظیم خان دوچار گشته بدون آنکه چیزی گفته و شنفته شود جنگ در پیوست و میر آخور ولی از ضرب
گلوله توپ هلاک گشت و در عین اشتعال نائرۀ قتال و جدال آتش غوریخانه ( ۲ ) شاه شجاع افتاده دوصد تن ( ۲ ) سلاح
از پیاده کلانش را بیجان ساخت و از وقوع اینحادثه نامعال سپاه محمد عظیم خان قوی دل گشته لشکر شاه شجاع و ادوات
هزیمت یافت چنانچه سوران محمدعظیم خان یورش آورده اسباب و آلات اردوی شاهی را متصرف شدند و شاه حربیۀ
بچنگ و گریز خود را بدامنه کوه خیبر رسانیده از دست عقب تازان جان بسلامت برده داخل درۀ خیبر شد و سردار صیاد کاوله
محمد عظیم خان بشهر پشاور در آمده متصرف گشت و تا دوماه که شاه شجاع در درۀ مذکوره اقامه داشت هرچند و باروت باشد
رسل و رسائل فرستاده شاه را دعوت پشاور و رفتن جانب درجات کرد گفتار او انقیاد نکرده آخر الامر باث صواب
رأی خویش از راه کوهات و بنو بدرۀ اسمعیل خان رفت و در انجا تحف وافره از حافظ احمد خان حاکم لیره
بحضورش رسیده بعد حرکت کرده وارد و لجل شده در انجا از سبب عدم توشه چند دست زین و یراق طلا که همراه
داشت فروخته وجه قیمت آنها را صرف مخارج راه کرده عزم شکارپور ربته طرح اقامت انداخت
( ذکر مسخر نمودن سردار دوست محمد خان کابل را )
چنانچه از پیش مذکور گشت که سردار دوست محمد خان بایار محمد خان برادرش بعد از برداشتن شهزاده ایوب را ذکر مسخر
نمودن سردار
دوست محمد
خان کابل را
بیاد شاهی از پشاور عزم تسخیر کابل کرده تا بنوقت در جلال آباد توقف ورزید زیرا که در خلال وقایع مذکوره
شاه محمود و شهزاده کامران که از هرات بمرامقصدقندهار جانب کابل رهسپر شده بودند و بعد از رسیدن بقندهار نظر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
