Machine transcription
(۱۰۲۹)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
بواسطه بازی و محضر سازی ایشان شراکت نمی ورزید بپایهٔ اریکهٔ خلافت رسیده از مطالعهٔ ساطعهٔ حضرت والا
شرف نگارش یافت که در دو روز نو و هزار روپیه از خیانات دیوان سدا نند بخصهٔ ظهور پیوسته بعد از ان کسی
نگذاشت که کارهای او دیده و سنجیده میشد ازینجه که ملا عبدالشکور خان قاضی که زمام حکومت شهر و امر قضا
می درزا بدست دارد و با محمد نادر خان و محمد اسمعیل خان مميزان راه رفاقت و یاری می پیماید نمیگذارد که غبن او
روی روز آمده مکتوبی نگردد چنانچه دوازده روز پس از مانع گردیدن این سه تن سنجیدن حساب دیوان مذکور
را بایشان گفته شد که او را بگذارند که حاضر آمده کاغذهای زمان کارداری خود را تفویض کند که علم بعمل
و دخل و خسارت و خیانت او آورده شود و ایشان از بیم بازخواست پادشاهی در اینقول نتوانسته او را با دو صندوق
مملو از کاغذهایش در محضر باز پرس خواسته چون دیدند که احتمال حاصل گردید که خیانت بسیار روی روز خواهد
آمد و ازجمله سه قطعه مکتوب که یکی ازسید دوست علی شاه و یکی از قاضی عبدالشکور خان و یکی در باب انبار
غلهٔ حاکمز بود از بین کاغذهای او مشعر بر غدر و خیانت ظاهر گشت و علاوه بران ضعیفه کیبه شخصی را
بشوهر اختیار نموده چون باقربای شوهرش از راه مرافعه نزد قاضی عبدالشکور خان شد او را خطاب و عتاب کرده
گفت که اگر نام او را بشوهری گرفتی سرت را تراشیده سنگسار میکنم بعد آنزن حاضریان گردیده بشوهر
مذکور خود در محضر عام دادزده فریاد برآوردند که قاضی عبدالشکور خان دو صد و چهل روپیه از ما گرفته
و حالا بخلاف احکام شرع شریف ما را حکم برافتراق میکند و نیز زن زانیه را رها داده و پدرش را محبوس کرده
ازینگونه امور صدها را بصدور آورده و میآورد و با تفاق مميزان ولایت و رعیت را در ورطهٔ ذلت و مطرودیت
انداخته و می اندازد و حضرت والا از خواندن اینعریضهٔ عبدالصمد خان از قاضی عبدالشکور خان و هر دو تن مميزان
مذکور ان که با دیوان سدانند رفیق شفیق بودند نامی از عطا محمد خان نبوده بنام مسموعی فرمان کرده استفسار
فرمود و ایشان در بنوقت از کردار ناستودهٔ خویش انکار نمودند و دربیان کار از هفت فقرهٔ دیگر که وقایع نگار
قندهار معروض داشتند و ترکه محمد صادق خان چنانچه بیاید تصدیق آن فقرات نمود حضرت والا
ایشان را بشأن و آرامی درواخیده فرمود و هم در خلال احوال مسطور سید تجیم خان هوفیانی
از حضور انور مأمور کوتوالی قصبهٔ چاریکار شد و هم چهار صد و شانزده روپیه دده عباسی مأمور شدن
برای سید محمود خان تاجر همان که در وقت تمرد و طغیان اشرار میمنه خدمت کرده و تصدیق آنرا بمهر سید نجیم
افسران سپاه نظام حاصل کرده بود از دولت تنخواه مرحمت و معین گشت و هم هزار و ششصد و شش روپیه بکوتوالی
و ده عباسی تنخواه سالیانه برای میرحسام الدین خان نبیرهٔ حافظ جی صاحب مرحوم که چد امجدش را شاه شجاع چاریکار و میر
سدو زئی برخلاف اطاعت خود دیده بقتل رسانیده بود مرحمت و مشخص گردیده بمنصب احتساب شهر کابل حسام الدین
ممتازشد و هم سه صدوسی و سه روپیه و یکعباسی جههٔ میرحسین خان بن میرعلیجان خان بن میرعثمان خان باسم تنخواه
ثبت دفتر تشخیص آمد و همدر روز بیست و پنجم صفر ایب باشور خان و افغانی که با چهاوتین از زیرکان مردم آنجا احرام محتسب کابل
بند کعبهٔ آمال و امانی شده بشرف تقبیم سدهٔ علیای سلطنت نایل و واصل گشت حضرت والا هر یکن را بعطای خلاع
فاخره سربلند ساخته رخصت مراجعت داد و هم در ینوقت محمدکریم بای تاجر باشی بدخشان که از راه تقبیل سدهٔ
علیا در کابل آمده و يك نافه مشك و دوازده دانه جدوار و ده قبضه بازمانه و ده ثوب الجوه و هشت طاقه کلام مقبول عواطف
بدخشی و تاشکندی و یکجلد پوست خرس و چهار عدد کاسه نیمخت و هشت پیاله کاشغری برسم هدیه با خود شدن ایب
آورده بود شرف بار حاصل کرده همه را پیش کشید و منظور نظر کیمیا اثر حضرت والا گردید در روز بیست باشور وا
و پنجم مذکور ماه مزبور رخصت باز گشت یافته در بدخشان رفت و از آنسوی پس از وصول عرایض افسران فغانی
فوج سرحد افغان و مکتوبات افسران روسی که از پیش بشرح رفت بپایهٔ اریکهٔ خلافت حضرت والا همه را
در هند فرستاده در باب شفغان جنرال تاج محمد خا نرا فرمان کرد که فوج سرحدیه ایندولت را از ساحل شمالی نهر شرح بیاد
جیحون کوچداده در قلعهٔ شفغان مأمور اقامت کند و از صدور این منشور مواضع قشلاق جاشنو و قشلاق مبدأ گره
حدود سر
حدیهٔ
بدخشان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
