Machine transcription
(۱۰۲۵)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)
(سراج التواریخ)
او راه بر گرفته چون بوی رسید او مانع از پیش رفتن صوبه دار گردیده گفت اينك فوج روس در رسید و او
باز گشته پل را جهة آنکه روسیان عبور نکنند از روی آب برداشته خراب کرد و چون با همراهان خویش پیوست
روز دیگر از قرول گاه خود کوچ نموده در موضع زیرك فرود شدند و جانین در دو طرف نهر بمقابل هم قراولکش
کرده بمذاکره زبان پرداخته و یکی تلفظ وتکلم دیگر را نفهمیده باهم روز مقارت ومخالفت بسر همی بردند
تاکه افسران روسیه سه قطعه مکتوب معذرت اسلوب بعبارت درشت وزشت چنانچه بیاید بدر کردکان افغان
فرستادند اما در بنوقت هرکدام بمقام خویش زبان رجز خوانی ختم کلام باهم همی نمودند و محمد صادق نام فرستاده
ایشان که جهة تجسس و آوردن احوال چنانچه گذشت بنزدیک روسیان رفته بود با آقمقال نوروز نامی که هر دو تن
تا اینروز بدست خدمت کفش پیش پای هواخواهان ایندولت می نهادند داخل اردوی روسیان شده خدمت ایشان
اختیار کردند و ازینسوی حضرت والا از مکتوبات میر اسلم خان کپتان و محمد کبر خان صوبه دار ورجمدل خان
کرنیل اله دار وتیمورشاه خان کپیتان و سید احازت شاه خان شغنانی که نزد جنرال سید شاه خان فرستاده بودند
واو ارسالپایه سریر سلطنت داشت وماجرای مذکور آگاه گردیده همه خطوط وعرایض امنای مذکوره را
در روز چهاردهم مذکور ماه صفر در کلکته نزد کرنیل غلام رسو ل خان فرستاده امر نمود که همه را بکپتیانم
نشان داده از جسارت و درشت گوئی ومخالفت وزشت خوانی روسیان او را آگاه کند ومحمدد جلال اختلالیکه بشرح
رفت عبد المجید خان نواده (۱) سردار سلطان احمد خان مرحوم که فتنه جوئی و نکوهیده خویی و محبوس شدن و رها
کردیدنش در مشهد مقدس از پیش گذشت باز آهنگ فتنه کرده با شهزاده فغفور سدوزائی و سعید احمد بيك
جمشیدی وسیف الدینخان و بیست و هشت سوار از اشرار از مشهد فرار کرد و به رأس اسپ علی اکبر خان سرتیپ
را که در مرغزار آنجا می چریدند بسرقت برداشته یکتن کله بان را جراحت رسانیدند و ابا خان نامی راجمی از سواران
کشاده خراسانی بامر والی مشهد راه تعاقب او بر گرفته و در موضع پس کمر واقع قرب دهنه ذو الفقار از قفا
در رسیده باهم دو چار پیکار شدند و یکتن از تبعه ابا خان باده رأس اسپ از سوارانش جراحت برداشته و یکتن
از همراهان عبدالمجید خان دستگیر گردیده در این کار عبدالمجید خان مغلوب گشته با یاران خسارت پیشگان خویش روی
هزیمت بسوی پل خاتون نهاد و ابا خان او را تعاقب کرده در کوه واقع موضع گرماب در سنگری که برپا کرده بود متحصن
ساخت واز آنجا نیز بحیلت و مکیدت خود را از تنگنای محاصره رها داده و هشت رأس اسپ را از محافظین موقع
توره شیخ بسرقت متصرف گردیده از راه فراز در مهر و رفت و از همراهانش شهزاده فغفور در توجیکه ذکر شد
بدست ابا خان افتاد و خودش را روسیان با هفت تن رفقایش نخست در مرو محبوس نموده بعد رها داده در ماهی هفتصد قرآن
برای مصارف او معین کردند و مادرش از شنیدن اینخبر مشعوف گردیده از مشهد رهسپار مرو شده بوی پیوست و در خلال
ماجرای مذکور قبل از آنکه مخذول ومنکوب گردیده در مرو نپناه با سعید احمد خان جمشیدی مکتوبی مصحوب
شخصی برای فرازیان هزاره قلعه نو که در عهده پناه گزین بودند فرستاده بایشان و آقا حسین نام که از همه شریرتر
بود پیام دادند که شرار مواضعه که در بین معین گردیده است مستعد و آماده بوده در وقتیکه ایشان بقر ب سرحد
خاك هرات رسند حاضر آمده بعد بالاتفاق داخل ایل واحشام فیروز کوهی و اوماق شده و با مردم میمنه و غورات
وغیره طرح وفاق انداخته فتنه بر انگیزند و ایشان اینمکتوب را بامید اینکه خدمتی نسبت بدولت ظاهر و وانموده
خود را اخلاص کیش صداقت اندیش و هواخواه سلطنت بشمار آرند بفرستاده قاضی سعد الدینخان حکمران هرات
که از راه جاسوسی در پنجده کاشته بوده اند و او در هرات ارسال داشته حکمران مذکور آنرا در کابل روانه (۱)
کرد و حضرت والا آنرا امر پس فرستادن نموده رقم فرمودند چون بار بار وبکرار از شرارت و مفسدت عبد المجید
خان با کرنیل ست انگلیس مقیم مشهد مکاتبه و مذاکره شده و او سند فتنه جوئی وی را میخواست که در نزد
والی خراسان آرا حبت ساخته عبد المجید خان را از سرقت ومفسدتش باز دارد اکنون مکتوب او را در مشهد
نزد کرنیل مذکور بفرستد تا آنر ابزهان مذاکره خویش قرار داده آتش ر را از ضلالت باز دارد و حکمران هرات
شرح
شرارت و
مفسدت عبد
المجید خان
(۱) نواده
بمعنی نبیره
(۲) روانه
مرادف
روان
و روند.
و روان
جاری و
رونده ونفس
ناطقہ و جان
و روح را
گویند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
