Machine transcription
( ۱۰۱۷ )
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان )
( سراج التواريخ )
عفو کردن
حضرت والا
تقصير اشرار
قوم منگو
خیل را
جواب دادن
مردم سرحد
کار کنان
دولت انگلیس
را
نامه فرستادن
سپهسالار بمتر
اون
شرح جود
سپاهیان
کوتوال روداد
دهی حضرت
والا
از مولا یمن اشارت وایمائی نشده است پس واضح کرد اینرا که شخصیکه اینقدر طالب حيفة دنیا باشد شایان لاف
وگزاف فقر و تصوف نیست و اگر نباشد هم من وجوه عثر و زکوة وغیره را که فراهم میکنم برای مصارف امور
مهمه دین و دولت و حفظ ناموس و ننک ملت است که سال بسال در خزانه جمع نموده وبماه بماء بسپاه برسانم وا کر
بامثال شما مردم بدهم هم آیت پیری در حزابه برای سپاه نمییاند که شب و روز در حراست مملکت و سرحد وثغور
بدون کفاف معیشت اقامت کنند و تو که چشم بینا و کوش شنوا وزبان کویا و دل دانا و دست و پای توانا داری و ندمت
این اعضا و جوارح را که حضرت باری بتو عنایت کرده از آنست که مفت خواری اختیار نکرده رنج کشی
و کنج حاصل کنی وروز معیشت در شکر نعمت و عبودیت حضرت احدیت که این همه جوارح را برای تحصیل
امرمؤنت بتو داده است بسر برده بشام قناعت رسانی و اگر کسالت بتو روی دهدیمولا عرض کرده محنت کار طلبی
تا پریشان روز کار و حقیر و خوار نشوی انتهی و همدرین ایام اشرار قوم منکو خیل سکنه شنوار که از بغاوت
و کردار ناهنجار خویش منفعل و شرمسار و فرار پشاور شده بودند عریض پرداز پایه سریر خلافت کردیده عفو
تقصیر و اجازت باز آمدن در موطن خویش خواستند و حضرت والا که بجرم بخشی و خطا پوشی را از محاسن افعال
شاهانه میدانیت قلم عفو بر صحیفه اعمال ایشان کشیده در روز پانزدهم محرم فرمان اجازت مراجعت بجانب مقام
ایشان اصدار فرمود و ایشان پس از پرتو وصول افکندن این منشور چون در آمدن خود بحدود بزدیدیاد
ريك از پشاور بر خاسته وارد مقر ومسکن خود شدند و از آنسوی در اثنای سوانحیکه رقم کشت مردم مهمند وغیره
متمردین جبال واوديه سرحد از انتشار اشتهار دولت انکلیس که از راه دلالت واطاعت خویش چنانچه گذشت
در بین ایشان پراکنده ساختند بر آشفته اجوبه زشت و درشت بکار گذاران دولت موصوفه داده از اطاعت
سرباز زدند و همچنین مردم باجاوز وغيره قبايل واحتشام بدلالت وهدايت جناب آخند زاده ملا نجم الدین
که نامها فرستاده هر کدام را پیام عدم اطاعت دولت انگلیس همیداد کارکنان دولت انگلیس را در بتوقه باو
جود صرف زرکثیر از اطاعت خود مایوس نمودند ومقارن اینحال سپهسالار غلام حیدر خان از وعده باز گشتن
مستراون کمشنر پشاور مأمور تعیین نقاط فاصله سرحد که از منزل لوار کی برای انقضا، اشتهار
مذکور واقتفای اطاعت نمودن مردم سرحد را بدولت انکلیس باز کشته و وعده باز آمدن
چنانچه گذشت داده بود دلتنک کردیده نامه مشعر بر تخلف وعده کمشنر مزبور فرستاده پیام داد
که از روز آمدن و بکار تعیین حدود پرداختن خود صراحة خبر دهد واوی در بتوقت مشغول دلالت و استمالت
مردم مذکور سرحد بود پاسخ سپهسالار را فوری نکاشته پس از انجام کاریکه در باب اغوا والقاى مردم سر حد
در پیش داشت چنانچه بیاید از آمدنش در جلال آباد خبر داد و هم در خلال احوال مذکور حضرت و الا عبد الخالق
و محمد یوسف نامانرا از سواران نظام کوتوالی بقریاتیکه پس از مهر میرزا محمد حسین خان کوتوال مزین بمهر
مهر آثار پادشاهی شده بود مأمور ضبط مال و متاع و اراضی و قلاع چندتن از بزرگان هزاره سکنه كهمرد وسیغان
که بعضی از اشرار هزاره دای زنگی را در وقت بغاوت و هزیمت ایشان جو پناه داده بودند فرمود و هردوتن
بعد از وصول در آنجا فرمانی را که اسامی مجرمان درج آن بود نشان نداده و آحاد وافراد یرا که محرم ودرج
فرمان نبودند مواخذه نموده نقد و جنس گرفتن ورها دادن آغاز نهادند و هر که خود را مجرم ندانسته چیزی نمیداد
او را محبوس نموده تخویف و تحذیر ضبط ملك ومال وفرستادن زندان کابل همی کردند چنانچه محمد قاسم کلانتر
مقيم موضع روى سنك وحيدر شيخ متوطن مدر وغنزه كود ساکن دروو کو و محمد وساكن هاجر را ماخوذنموده
ونقد و جنس زیاد گرفته رها دادند تا که ماجرا از عریضه وقایع نگار آنجا بگوش داد نیوش حضرت والا
رسیده در روز پانزد هم مذکور ماه محرم مفتی محمد یوسف خان حاکم آنجا را فرمان فرستاده امر کرد
که وجوه نقد واجناس بیكناهان را با مخارجیکه هردوتن سپاهیان از ایشان گرفته و صرف نموده اند
مسترد کنند و ایشانرا بیرون از ضبط کردن ملك و مال مجرمان از ابذا و آزار دیگران باز دارد واو امر اقدسی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
