BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 1045

Page 1045

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 1045 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ١٠١٥ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ ) تسخیر کافرستان و نشر نمودن اشتهارات در بین مردم کوهستان سرحد چنانچه ایندو قضیه از پیش رقم شد و نفاق مامور شدن انگیختن ایشان در میان آنمردم و اغوا کردن همی ایشانرا بوقوع نیامده از ضیاء نظام کابل مامور اقامت اسمار کرده فوج از کابل و در وقت ورود ایندو فوج در جلال آباد سردار شاهمحمد خان حکمران آنجا نیز از ییلاق کاه بچپرها و ارد شده در اسمار ده دهنت ضرب توپ جبه تبريك و احترام ورود لوای دولت که هر دو فوج در تحت آن طریق خدمت می پیمودند بشاد داده در روز پنجم ماه تموز ماه محرم که حضرت والا سردار محمد خان اينك زائی بر اثر عطای دو هزار روپیه تنخواه سالیانه بنواخت شاهمحمدخان هر دو فوج را از شهر جلال آباد عبور داده رهسپار اسمار ساخت و خود در چپر هار باز گشته با قاضی عبدالعزیز خان رجل ییلاق انداخت و هر دو فوج بسیاه مقیم اسمار پیوست و محمددین پسر محمد ابراهیم خان این سردار سلطان محمد خان مرحوم پدر محمد یعقوب خان حاکم لغمانرا که شب هنگام در باغ حسینعیل بقرار بام میرفت مار گزیده هلاك کرد و مقارن اینحال دیوان رامچند نام سردفتر مغربى کابل که از خیانت شرح حال و خسارتش محبوس گردیده امر اقدس بنفاذ پیوسته بود که بکار سواد کرده از راه تشهیر در درب و دیوار دیوان رام گردش داده سخره شهر و شهره دهرش کنند و او که این امر را بقاعدۀ ملت خویش افزوده سوختن در آتش چند و عفو قبیحتر میشمرد عرض پرداز حضور حضرت والا شده در عریضۀ خویش نوشت که از شداوت و خیانتیکه نسبت شدن او بدولت کرده و حضرت والا ازان آگاه گردیده همه صحیح و راست و او ملامت و شرمسار و عذاب و عقاب را سزاوار است زیرا که نقض عهد نموده و طریق خلاف معاهده پیموده چشم وزبان خویش را از دیدار و گفتار فروبسته سر خجالت در پیش دارد و هم از مصیبت فوت برادر دل پر آذر (۱) و تن در اخکر گردیده اگرچه خود را (۱) آذر بمکافات خیانت باریکه از قوه بفعل آورده شایان قتل می پندارد اما از انجا که شده شرمنده از گناه روی آمال بمعنى آتش و التجا بدر گاه اله نهاده عفو تقصیر خواهد خدائیکه جان و آب و نان و آب و توان داده او را عفو کرد ملت بخشش در صفتش میبیهد و همچنان هر يك از خطايا کاران دولت اگر از در ضراعت جبين برزمين استکانت سوده از پادشاه که سایه رحمت الهیست عذر گناه خواهد بورش انرا بپذیرد و بگناهش نگیرد این بنده نیز زبان توبه از بدشاء بجرم بخش خطاپوش امید عفو دارد چه در مدولتیست که در انتقال میست و حضرت والا در روز هشتم محرم او را بخشوده از حبس رها فرمود و میرزا محمد حسین خان و میرزا عبدالرؤف خان کوتوالان را که بسفر یاربوز نامی و فرمان کرد که انچه از وجوه بیت المال بنز د ماوست بحصول و تحویل خزانه نموده بکار سوارش نکنند و محمد د ین ولد مشمول شیر محمد رو پیه نقد و دو خروار غله از حضور انور برای دوشك اندار بامن عناب با زر نگی و سه صد رو پیه نقد برای ارباب عواطف غلام حسین سبز باغ که هر دو تن در وقت فتنه و شورش هزاره نسبت بدولت خدمت کرده تصدیق از افسران نظام خسروانه حاصل نموده بودند تنخواه سالیانه مرحمت و معین گشت و هم در سالی دو هزار و پنجصد روپیه تنخواه دین محمد خان شدن بعضی الکوزائی که از سبب پیری متعطل شده بود رحال گردیده خودش مامور اجرای امور دارالانشای حضور شده هوا خوا فرمان رفت که مواظب انجام کار بوده متوجه باشد که اجوبه عرایض رعایا و برايا در عهده تعویق و تعطیل نیفتاده هان دولت فوراً دیخته و از اجرائیها و هر بعضی از امور ضروری را که موقوف بدستور العمل و حكم حضور باشد بلادرنگ در شب و روز بحصول آسا سردفتر دارالانشاء را حاضر بار نماید که تعطیل در اجرای کار واقع نگردد زیرا که از تعطل و بطالت کار گذاران دارالانشاء حضور که ترفیه حال ملیت ورعیت وتامين مملکت و تشييد اساس و مکنت دولت هم منوط بانند هر آینه خللی همه روی کار آمده روزگاری نگذرد که مملکت خراب گردیده رعیت در اضطراب افتد و دولت ضعیف شده و خامت بار آرد از نجا است که گفته اند نگهبانی ملك ودولت بلاست ... کداود شاهست و نامش کداست ... و مقارن احوال مذکور در روز نهم ماه محرم از شدت باران بام و جریان سیل دیوار جانب زبان سیل غربی حصار جلال آباد را باییست خانه دولتی و بیست ذرع دیوار شهر واقع غرب دهر مسال هندو ان از تهاجم در جلال و موج آب خراب گشت و ازین برافتاد و خرابی زیاد در مزارع و عقار هزاره جاغوری از ریختن سیل روی آباد و هزاره داد و دوازده تن سرای از شرد، اندرون شهر جلال آباد را مطموء گردانیده و ریاحین و اشجار باغ شاهی را نقصان جاغوری که رسانید و پل رود هاشم خیل واقع غرب کند ملك را خراب کرده آب ببرد و حضرت والا از عرایض حکمران جانب غرب و و کوتوال و غیره کار گذاران جلال آباد براین رویداد آگاه شده ایشان را فرمان کرد که دست بتعمير هما بخزده شرق واقفتند رده ناوقت رسیدن زمستان آباد کنند و ایشان از بیم باز پرس پادشاهی بکار پرداخته شصت ذرع از دیوار شهر

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 1045. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/1045 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/1045
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record