Machine transcription
ملحقات
بقیه عیان الوقایع
تصدیقاته اورا داشته و نیز امداد افاغنه و نجار هرات بحاج مذکور در جلوگیری طهرانیان و قتل چند نفری صد و جناب سلیمان دام عمره
و جناب موثق الملک از طهران بخراسان محض زیارت آوازه طاعون سیستان و ماموریت صد سوار فراهی از طهران مخففاً تاسه
هسیل فرادان در نواحی خراسان که در قریه فریمان ۲۲ نفر آدم تلف کرد خداوند عاقبت امور عموم اسلام را بخیر ختم فرماید حصه سفارشی علت هجوم
خودی بایم که بر چند بیچاره و پریشان فرمائید اولاً تا بتوانند عائلی نکنند (ثانیاً) باعمال لوح خود بسیار پیزه و الحاشه کنند که لجاجت مورد نفاق شده (ثالثاً) هر که از
شئونات و اقتدار خود باز میماند امیتواند با که سر ائینه ندید که ام پسیه شکست و لگدی بزند با هه بله ممکن شده دار آدار ابت که بعبارة اخری آنچه از مدة
مانده پکجای الله ببر ( رابعاً ) همه فکر آن باشد که از پرتو یکدیگر مستفیض و بهره گیرند نه در خیال تاراج و کقاب داد یکدیگر شوند خامساً بت و فیز که در
اقتدار و شوکت قوه اسلام نتایج دهند ( سادساً ) راحت نوع و ترقی علم را طالب باشند چنانچه این طایع دانشورند و بر شیه رفتار نمایند عنقریب گرفتار چنجه
قسوم خواهند شد که مینو ذلت و حقارت در انظار ملل و دول دیگر باشد دم مجلسی عاشی عن نام جناب حل حاجی غلامرضا آصف الدوله که پدر مرحومش را
جهت پادری موثق پس از فتح هرات اوله و همراهی نموده هفت روزه بطهران رسانبود و باین واسطه صور و مراحم زیادی از دولشت و کمال دوستی با یکدیگر میباشد
ملابر آن احکام معزولی از ایالت سابق خراسان و عزیمت طهران مبلغی سبر و ادویه اومایه گذاشتم وقت وداع وعده داد که اگر دوباره به اخواستان
همراهی و معونت نماید لذا موثق نگران بودم تا خبر نصب برسید مضافاً بتریک گفتم ولی چون بسیار امید وار بودم از زمان ورود معظم الیه بخراسان و تا
داشتم در معد یا که دیدم همه بر باد فنا رفت و هیچ تسلی و اقسام نخواستم در خواست رعایت خود را نمایم و بر طبق رفتار اجدابی معظم از چرخش روزگار
صد و حوادث دیدم و بسیاری مردم نامرد و ابنای ملت میرد تم افکار از حقوق ثابته موثف نمودند که شرح هر یک بسیار و مقصود اینچه طلب رسند و امانت
از هر که و هر کجا داشته و دارم جواب میدهند پس بجه ندا اعتمادی نشاید در تمام خراسان نفرد و ستانه حرا بار گردید خداوند انها را یاری فرناشد
بمقام مقدس حضرت امیر المومنین علیه
تحسین یکی از بندگان حق در قدوم حاجی غلامرضا آقای میرخشی ارد و گرد مرحوم حاجی محمد جعفر آقای مهد قصبداری کلماج و مین السلام
باز جهان سبز شیر گونه شده حاجب دال زبجا سینه دور شده چهره گل بر خرد چون رخ کیش بلبل عشقی ز عشق نغمه سرا زاع و زغن دست باز باغ کشته
صعوه بند اشیا نیز تر حاشد فاخته بر شاخسار نشست کونگا مرغ سحر همزتیمر بعها شد کیک خرامان تخبند و پهن صوت بزار ان عجب تان بیشه
سبزه بید انچنان خاک کو خطار سنگ چمن صفحه جهان به پیا سر و بیار ادیم قامت دلبر شاخ صنو بر ز نو بنیزه نخوا کلبن دلما شکفت غنچه احمر
زینت بستان دلبری بصبا سوسن و نسرین و نسرون چمان خنده زنان بهر جان کشته نما مجد بر اور درنگ نیک و منظر جامه خضراش در بدن زجها شد
جمله بنات سر زخاک کشید ساخت آفاق کلستان بنچاشد گرچه بهارا لیک فرصت خود از این همه از بیم نام شیر خدا شد حیدر صف در علی عالی اعلا
آنکه محبان معمرتش به مرو شده دیده بد بین بدید و است که به مشت و جابجی از محمد بناش تحت خلافت گرفت در کف باره نور امامت فستاد و شمع هدی شد
یاری دین کرد با تی شده بالا دست خدا کشور و قلو ها در صفت دوست که خبرا نام خیاش بحق راهنما شد صاحب تیغ دو سر خلیفه بر حق
معدن بذل و جهان جو دور خا سرور لولاک خواند باب مدینه ها حاجت دلها از او میشود روا اوست که ازال که بیدیش پر تو از ین هفت چرخ و نه خرس عالی
رایده در خواه سوخت از دم تیغش بیرق استانه از حجاب با شد لیک ندانم چه بود مصلحت است را زیر پیش شهید کر بیا تشنه جگرمانده در مقابل دشمن
بکس نخناد این آل بنماشه آه از اندم که در حریم خرگاش راست از طفلان نهار شور و نوا هله عرشش خش از هجواین تیغ مخالف کشیده دشت با شد
تشنگی از یکطرف سپاه زیکسو محشر کبری جهان اهل عزا شد طرح کلستان نمود تار یک باش حفر و مخون جشم یک از شهدا قاسم و اما بیکا باشنده دین
بر کفش از خون خضاب جه خا اکبر ناشاد رفت جابن میدان کشته شمشمیر و تیر و تیغ جفا شد حضرت عباس ا و د دست شده از اثر تیغ ظلم وکینه جدا بشد
اصغر شیر میر قطره آبی بر سر دستش پدر رضانفصها خون اسرا د حق عزیز ابتی انکه بابت شفیع روز جزا شد باند چو تنه در انخیام بخواری
کشته شمشی کوفیان دغا شد شمر شیر ضد کی چه کرد ندارم قطع سر کرنا و دین از تھا آه از اینم که داستان شهید برجسته آفتاب قبله نما شد
ر برادر دازنانه ما کمیته مقصود بود کوی و نگاه خواست ریاضی عزای اور اک نامه بر اور دو طرح نونده ام اترا که در طلوع وشیع موقت بکثرت انتقال شد
بیچاره طبع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
