BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 401

Page 401

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 401 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

نسخه صحیفه ۳۹۸ پرسش و پاسخ و آن پیشوائیان اقوم کرام فقط شیخ قبیه مثال کثافت رضاء التجبر بریا داشت نام خود را عیسی عیسی نام بزرگ که مرا بوسید نژاد پر سوی و دساست قاضی الدیل داشت او را بر دو قسق هم از احوال و حال ابو اسیم طویلی خورد که بهرستیتی زمین زاین در داخل شده با تسخیر احمق نموده اند و الاحچه بر تری دارد که دعوی امامت کند سبقت و اتا زبینه خود و خانواده و کسب این تحطیط را می نمودند قضیه مقنعه و خدارک اشکورست ! الخیر و مجسم از شر عالم می پندیر یا قبول سوم یا ده آهن برانکلتک آه و تیبا و کلا آنکہ جو نائینه اشی سیاہ ہے که انصاف مضافی اضرو بروز می نماید تا آنی طفل ململم کذب در نامه باستنخه که یکی از معاصی عجیبه سوم ترست بود و من دیدم سپیلی د عنوانات فصاحت امیزی کرد و عرب اسوخته قسم یاد کرد و بد و کما لله أنى ما أردتُ الفساد بل التطهير العباد مرسیکره امرت طریقه خود را بطهر و انقداس تحت قانونیت مصدقه بدین مقطم بات که بده استهاب و وساوس مجز وقتیه وحشتی آورمانی شهود التبه آنکارا می دادند ( کل الخزان ) سویکه تفسیر او بنی شیتی بادام بنونه منعقده می نمود حقیقت اور یہ بالخوام بخوبی می داشت و ار با خود با او عا بر منم آن امداد با متصاف بود با شق ادم مصوبه و با یجابا بکار گذارده شده و نوشت خود بھی میارند آن بهین مقام نام را مقربه محبره سحر پشتبانی از حرکات شامت و وسط استا مه عموما مے شناساخته بود وقتی که بپایه فراست استبصار فضیلت یہ کالکان زین بظاهر سفر و ماند تا هنوز در مطور طبقه ایمنیہ عمال زیاده رم جره مینماي ہم بچم با ی استا و طرق بخو تا به طریقه خود شد ملاقات ششم مؤلف ) با یه دیان پنیر خندید و در کار از هوت بیفر گریم ان و سلوک مجله از تجدید به حیرت فرمود بنی مرسل به ایدیویان سسن نمود در محارب که تم حس و تنی را قاضی اسمه اش وقتی کار بر قوم خمانه مستند در حریت آن مسفر مجرا جلیل سال از دعای امام بی با طوری سر گزدان بیایان تیه ماندند که موسی پیرون غارت یافتنه پس نثار شد از نبوت پیغمبر امر اطاعت نمودن موسی در همان سفر و مخالفت در ورود با فرقه معروض است که خدا فرمود و ادخلوا الباب سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاهُ وحرف ند پذیر بو ده نبدل الذین ظلموا قولا غير الذي قيل لهم از این است شریعت علوم اطاعت پیروان کزیو پرسیم سنا نامرا بنیاد آریا محقه ملاقات هفتم مؤلف با افسر انگلیس د یاد که یفت قلت اسلام جرا جوانان را با خود برای تخصی علوم فریستان میفرستند دربیان گفته آب و ہوا از و مجرودم آسیا بیاد که نت چرا گفتم هرکدام من قبل علم اخیرا از بهینه مردم رعیت بی میک کوروی باسائل بربی مشکون شق میشوند و ایک سر پا میباشند و از دین خود خارج گردید طرح پرستی اختیار می نمایند و مرعی لا مذہب و سری از مسامانه میگردند از انجهت ملت خنیت اسلام بدین آید پیشتر فرکت نمیشد ملاقات هشتم مؤلف ) با ژونید موسی موسقی الحقتی در بیابان عربیستان رویداد گفتم کجا میرد گفت میبردم بستنی با تجارت با مکت یا قضاوت یا محرمی یا دشنمی یارسلیم کنم گفتم ای نیو اینها را بلم رسوا و داید و باطع لازم دارد تو بر و روز نگیو و یا نفلیس انگیرو برام آمین کاهن گفت لا داته آولی جعیه و چوکنه و الطاقی دروقی دولاقه خالی خیلی طاه و جفت میکی سومی ما در و آبازم ظاهری جلال و فعدان ارکانی کانی چو کلکولی تبریزی و موسی در اژه شقصی تتمه از موسی بریگی با دو قطعه طاقه خال خال لازم دار د لا غیر دیدم راست میگوید گفتم خدا میراست (ملاقا نهم مؤلف اشخص تمانشوالی اتفاق افتاد پرسیدم شما را جهست که انقدر حصه و محاربه انگلیس مقتل شدید جوابداد تکبر وه بنام یه که صفزده ه جنگ از نجبت زیرا بارها سیف شانق انگلیس رفتم که مورد حلامت دول وملل عالم نباشیم (ملاقات و هم مؤلف کبیشی از ارامنه بود گذار و پرسیدم کست تا تا چند مقه وجهد ابیجا به سلطنت جدید و اقتدار خود می نمایند گفت تا دم مرگ و زمانی کو تیغبر راقی باشیم اجبابر قلت ولکنتی که منالا در ظرفی و مقل خود دارد ہزار ہا ویرانه تر آیداب خواهد شد و در انظار اہل می آید ( ملاقات یازدهم مؤلف ) با خواب چندی رو میداد گفتم ای اقوام شماد در سد وان آریستا حرکت سلطنت دارند گفتم سلطنت با به استقلال گفت نه سلاطین هند راستنت و تخت و تاج جی آثا حکمرانی پر شده به اقتدار بین همه املا تا دو از دهم مؤلف باشخص خنزل معقولی شد و پرسیدم مأخذ تو انکزی یا خواست خدا چیت گفت نقصان روا داشتن ان بر یمری و ترک خود مانی و ایجای نفس نمودن هر سئوالی که هتم قانون (اول رسند و بدستی است که باید رفیق را بگذشت بایده وجیفه در سفر وحضر و هم انش ران کرده اگر در این دو مطلب بنا و پسندیده و دست و چشم پاک دیده شد آن وقت قابل نگهدا ی اسرار و سزاوار روز کارت ( قانون دوام ) بر هینیت و سلامتی و بغیر وقتی فرض است که آگاه و بصیر از وضع کار در خوسه ت خود باشند که غفلت باید خباثت است آنا کار خمر پشیمانی ندارد بان تنکه یوم پر هم ایجار تامر را نیز اسفارش و توسط بیزا در بانی و بخر بایند راه بیجون برانده حب ملن خالت کاری نمایند پر نام مجبوب مہما نیا مانا که محتاج دالا ملاحظه کوتاهی ندوزند عنای کار بیاید پست و مهمام کو خیبرام دوستی دو خوزی لوک کره بندان در رویش بیا وه افارده کذا به تیمی شیرین یاری كتبه محمد حسین هروی ۱۳۲۴

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 401. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/401 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/401
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record