Machine transcription
سال سیّم
عين الوقايع
صفحه ۲۹
اعلیحضرت کشور ستان آفتاب دولت عثمانیان (سلطان عبدالحمید خان) غازی ممتع لله بمسلمین بطول بقائه که حامی دیار و غفار
ملت و دولت اوست از آن پس که قول همراهی و همپیمانی متین بآن اعلیحضرت داد اعلیحضرت امپراتور روس در دوستی که در اثنا و بعد
عموم ملت اسلام حتى دولت علیّه ایران باقتضای همکیشی و مودّت همسایگی یاری و امداد آندولت شدند و تمام خیالات پلیتیکی
که از انگلیسها در ذات اسلام صورت بسته بود و میخواستند جمعاً ما هم بپیوندند بفضل و عارت نوع خود سوختند تا بآن رسید که ایچیاند
مملکت بسم انگلیس گذاشته شود نقش روی آب شد خاکش کف بر گرفت آتش فتنه در تمام جهان برقی زد ویرانش ساخت
لیک از لطف کردگار مجید ذات آنگروه آسانست القصه عساکر تروس عثمانتجا و از دویست هزار نفر تجاوز نمودند
و جزیره کریت و رود و فتوحات نمایانی نمودند و عثمان غازی پاشا معزول و ادهم پاشا مجدداً سپهداری عساکر عثمانی منصوب
شده در چند نقطه با سپاه یونان مصادمه و کشمکش و لوما قع نمود با اینکه دولت و ملت یونان تمام سپاه جنگی و پلیس بلاد
خود را بمیدان جنگ نقطه پارسالا مقرر کرده بودند بتاريخ ۱۴ ذیحجه ۱۳۱۴ اولاً اردوی سپاه عثمانی که بجنگ یونان بود طرفین غاز
با سپاه خصم شدند در صورتیکه بان میدان قشون عثمانی متجاوز از پنجاه هزار و دگر تا سخت عراده توپ و بیست عراده جپاره و
عساکر یونان سی و دو هزار مع هشتاد عراده توپ سوار با سپاه بحری بودند پس از دو شبانه روز جنگ متواتره کلوله ریزی
طرفین و پایداری سخت یونان با اینکه در تمام بلاد انگلیس و یونان خروش نالهای بکلیسا و معابد ترسایان در طلب فتح و نصرت عساکر
بلند بود از میدان داری و شجاعت عثمانیان که عموم اسلامیان در مساجد و منابر دست حاجت بدرخواست غفر سلطان اسلام
چون کلیکول فقره برکاه باری با آه و زاری میکشید لشکریان یونان تاب مقاومت نیاورد و بسیاری اسلحه خود را بمیدان ریخته رو بفرار
نهادند و دو هزار و هشتصد نفر از آنها مقتول و هزار و چهارصد نفر مجروح شدند و بسیاری بلاد و آذر و در و مستعد اد حربی آنها بضبط
عساکر نصرت مآثر دولت علیّه اسلامیه در آمد هم در آن ایّام بنده مؤلف که خود را طالب مودّت و اتّحاد اسلامیان میدانم بملاحظه
هم کیشی و عصبیّت اسلام امید وارفعه دولت علیه عثمانی بودم و خدمت حضرت سلطان سریر ارتضی علیا لآلاف التحيّة و الثنا
استدعای فتح و نصرت آندولت علنیه را نمودم و یکی از دوستان محترم که در تلگراف خانه امتیاز بزرگی داشت سفارش و خواهش
که همه روزه را پورت و قایع میدان جنگ را بدهد و هر وقت خبر فتح دولت عثمانی را برساند بقدر قوه مژده کانی بدهم پس از نقدا
و قایع چند روزه شبی شادان و خندان آمد و مژده فتح بزرگ آندولت را آورد جان برسید که کوئی بمژده جان آمد
بندۀ حقیر که در غربت و پریشا قوّه ادای مژدۀ کانی آن مرد محترم را باند ازه تعیین همت نداشتم حتی المقدور و الاستطاعه
یکقطعه ساعت و مسکوکی طلای عتیق پیش نهاد کردم و این چند فرد رزمیّه را در وصف اعزاز اسلامیّاً و مدح اعلیحضرت سلطان عبدالحمید خان همان دستمایش
سرودم : بیا ساقیا باده تازۀ که تازم کمیت قلم را بجنگ ضیغمی پرور دگار مجید کنم مدح سلطان عبدالحمید اسلام شد
بیارم ز اعدای ملت دمار گذارم باسلامیان یادگار بیونانیان افکتم آتشی که از بام غیضند در سرکشی رُوحُ العالَمينَ اَلا
بمیدان درآمده کروکا / همایون شهنشاه با اقتدار خدیوی که باشد بملک عرب رُخ و زُلف او مظهر روز و شب
عزیز خداوند حی و مجید * کلید در فتح عبد الحمید جهان مروّت خدا وند بخت که زیبنده باد بور تاج و تخت
شه دادگستر سپهر حیا مه معدلت آفتاب سخا که فرمان روائیش در ملک روم بود باعث فخر آن مرز و بوم
با وج عدالت نهاده قدم از ان کشته در رتبه میر حرم خدا خواست کو را پناهیست کلید در کعبه در کش بدست
بهمان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
