Machine transcription
نسخه سوم عین الوقایع صفحه ۱۹
رسیده بود مردم چپار شاه جوقه جوقه دسته دسته بسلام می آمدند والا در اول ورود بهمرامان امیر عبدالرحمن خان بمقدار سوار
و همرامان امیر محمد اسحق خان متجاوز از بیست و پنج سوار بودند و نیز در اینروزها در نواحی لغمان و نقطه فتح آباد ملیاً بزیاد
از افاغنه کوهستانی و سرحد افغانستان برضد انگلیس روی داد و طرف محاربه سخت با ژنرال برینز که حال استعداد و قوة
پشت بندی عساکر انگلیس دوشه ند هم در اینروزها محمد جان خان غازی و عصمت الله خان و غلام حیدر خان چرخی در نقطه
میدان برضد انگلیسا باز جمعیت جمع کردند که کابل را حمل بیاورند سردار محمد علم خان دره بخر خرابی انگلیسا در نقطه سیدا
رفته بود پول و رشوه محمد جان خان را از حراقت آمدن بکابل و جنگ با انگلیسا بازداشت محمد جان خان رو بخرخیز غریت میانه
اینکه میرود ممانعت از آمدن استیوارت انگلیس نمایم که از قندهار بکمک لشکریان انگلیسی مقیم کابل می آید متوجه غزنین شد بعد از
رفتن او غلام حیدر خان چرخی کاغد امیر عبد الرحمن خان را بمردم ارایه داد و سردار محمد علم خان هم ابلاغ نمود بمردم غازیان که
عساکر دولت انگلیس بزودی مملکت شما را تخلیه نموده میروند و امیر عبدالرحمن خان را برای امارت شما خواسته اند اینک
دار و شده است غازیها هم اظهار رضایت از آمدن امیر عبدالرحمن خان نموده سختی در جهاد ننمودند و بدین وسیله انگلیسها ماند
(ایران) در نزدیکی قشلاق شاهیسون بغدادی بین نقطه اشتهار و بر غین سنگی بزمین افتاد که تقریباً پانزده من تبریز
وزن آن بود چوپان امتحان کردند هموار رشتهاین در صورت خالص بودن داشت علاوه بر آن فلز موسوم به نیکل نیز در آن
یافت میشد و بعضی از قطعات سنگ آهن بدنیوم سبلیکات بود ورود یوشیدا ستجو و همرامی یوکوباماکونی جید و
مامورین دولت ژاپون با فوکمار و انوتویش مهندس ژاپونی و چهار نفر تاجر ژاپونی بطهران که مخصوصاً امپراتور ژاپون برای
فتح باب مرادده آنها را بدربار دولت علیه ایران فرستاده بود با نامه و هدایا لایقه و پذیرفتن اعلیحضرت ناصرالدین شاه
مشارالیهم را بخوبی و اظهار مرحمت درباره آنها نمودن و جواب مودت آمیز بپادشاه ژاپون ارسال داشتن
ظهور فتنه شیخ عبیدالله در حدود کردستان یزیدی (تبین آنکه) شیخ عبیدالله نام از اکراد یزیدی در ملکت
تصوف سالها بسر برد تا جمعی با و گرویدند و در نقطه حکاری بین اکراد تبعه عثمانی ریاستی بهمرسانید و در اوقات جنگ
روس و عثمانی اسلحه زیادی بدست آورده بود لهذا و امی افتاد که اکراد سرحدنشین دولتین عثمانی و ایران را بخیال
در تحت ریاست خود درآورد مقارن اینحال حمزه آقا منگور از حکومت ساوجبلاغ گریزان شده بشیخ عبیدالله
پیوست و بر قوه خیالات او افزود لهذا در حدود کردستان تعلقی ایران سپاهی متجاوز از شصت هزار سوار
و پیاده مسلح ترتیب داده بنای قتل و غارت و حرکات وحشیانه را که ناشی از فطرت ناپاک میباشد گذاشت
و ظلم زیادی نمود تا اولیای دولت علیا ایران از غایله خبردار شده تهیه سپاه و دفع او پرداختند در ظرف بیست روز
بیست و پنجهرار سپاه نظامی با دوازده عراده توپ تحت ریاست نواب حمزه میرزای حشمت الدوله قرار داده
روانه سمت نقاط متهمه نمودند اما قبل از وصول اردوی بزرگ بساوجبلاغ مصطفی قلیخان رئیس قشون آذربایجان
با مختصر سپاهی در حدود مراغه دو هزار نفر از یاغیان را طعمه توپ تفنگ نمود و شکست های فاحش بهمرانان
شیخ عبیدالله داد و ششصد هفتصد نفر آنها را که جسارت استیلابشهر ارومی نموده بودند بقتل رسانید و در سر جنگ
ارومی نیز جمعی اکرادر که تحت ریاست شیخ صدیق پسر شیخ عبیدالله بودند براه عدم فرستاد و با مانده کان تا بهرمند
آمدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
