Machine transcription
نسبه ششم جلالت مآب الوقایع صفحه ۱۶۱
در تعاقب آنها پیاپی شتافت و در نزدیکی نقطه موسوم به وازک بهمرسیدند و متحد جنگ و تلاقی شدند سخت جولان بهراتی
دو عراده توپ را از سردار عبدالرحمن خان بضرب شمشیر گرفته اما اندک سپاه پیاده و تو پخانه با سردار محمد اعظم خان رسیده
از سواران امیر شیرعلیخان خیلی بقتل رسید و عقب نشسته و در قلعه موسوم بته بالای کرطین سرجای گرفتند سردار عبدالرحمن خان
نیز با اردوی خود رسیده مقابل آنها فرود آمد بعد از دو روز توقف که بواسطه باران جنگ نشد اردوی سردار محمد اعظم خان
و سردار عبدالرحمن خان بجد و اثر وانه قندهار شدند امیر شیرعلیخان هم از راه شملک مطابق آنها متوجه قندهار شد اما در میان
کوهی حایل بود که بفاصله شش هزار متر سپاه طرفین بیکدیگر را میدیدند در فضا الیه انکوه که بمسافت چهار روز راه از دو بود و از برای
جنگ تناسب داشت امیر شیر علیخان رسید و توقف بزم جنگ نمود سردار عبد الرحمن خان که از راه غیر معمول میرفت
بعضی لشکریان خود را فرستاد که از هر طرف اردوی امیر شیر علیخان مسافت طول پیم راه با یکنگاه قرار دهند و خودش را
با مختصر سپاهی در بالای کوه از دور سپاه امیر شیر علیخان نمودار کرد سواران امیر شیرعلیخان جلوریز یورش بست آنکوه برفتند
ناگهان از پشت سر و پیش رو و یمین و یسار شلک توپ و تفنگ در کار شد پس از مقاومت بسیار و تلف شدن انبوهی از
سواران امیر شیر علیخان از شجاعت سردار محمد عزیز خان مجبور بشکست شدند بعضی متفرق و بعضی مستقیماً با خود امیر شیرعلیخان
بظاهر قندهار آمده بسمت هرات رفته بنه و توپهای آنها بتصرف اهالی اردوی سردار محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان
درآمد و کامیاب بعد از بخروز بقندهار ورود کردند هم در اینروزها سردار فیض محمد خان در ترکستان از بکبک قتداغن
وجه خشان را از میر جهاندارخان بتغلب گرفت و میر جهاندارخان بکابل نزد امیر محمد افضل خان آمد متعاقب آن سردار فیض محمد خان
عازم کابل گردید امیر محمد افضل خان مخوف شده سردار عبدالرحمن خان را از قندهار احضار نمود معظم الیه با حالت نقاهتی
که داشت دو منزل را یکی قرار داده با شش هزار سپاه جرار روانه کابل شد و سردار محمد اعظم خان بقندهار ماند در غزنین
نامه امیر محمد افضل خان بسردار عبدالرحمن خان رسید که فیض محمد خان بطرف بلخ مراجعت کرده لازم بآمدن شما نیست اما سردار معظم
بعد از پنجروز توقف بغزنین عازم کابل شد و در خارج شهر کابل اردو زد هم در اینروزها مرض و با در کابل برخه کرد و نیز خبر رسید که
امیر شیر علیخان از راه میمنه بترکستان از بک آمده بسردار فیض محمد خان پیوسته و متفقاً قصد بکابل می آورند سردار عبدالرحمن خان
بهموشیر سردار محمد اعظم خان نوشت و آمد مختصر بریقندهار فرستاد که پدرم را نقاهتی عارض است و دشمن فرصت طلب در مقابل
زود خود را بکابل برسانید که ندامت نکشید سردار محمد اعظم خان پسر خود سردار محمد عزیز خان را که از شجاعت ملقب بهادر شده بود
در قندهار بحکومت گذاشت و خود متوجه کابل شد و بغزنین درود کرد در اینوقت سردار فیض محمد خان از ترکستان ازبک وارد
بامیان شد و بکوهستان و جانب پنج شیر متوجه گردید امیر شیرعلیخان هم متعاقب و میرفت هم در اینروزها بهرات خبر رسید
که موکب اعلیحضرت ناصر الدینشاه از طهران در یوم ها دی حجه یعزم مقبره سمی حضرت ثامن الائمه علیه السلام به وشان تپه نقل
مکان میفرماید و روز ۲۳ روانه مقصد میشوند سردار محمد یعقوب خان با میر شیر علیخان اطلاع داد و اجازه خواست که
باستقبال برود امیر شیر علیخان برای داده و چند توپ آغاری با اشیاء دیگر فرستاد که سردار محمد یعقوب خان بمبر گشته
حضور پادشاه ایران برود دقول همراهی وطرفداری از شیر دار غازی بگیرد سردار محمد یعقوب خان سپهسالار فرامرز خان
را بحکومت هرات گذاشته خود با جمعی خواص و شصت نفر از دل مخصوص عازم استقبال حیا شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
