Machine transcription
نسخه سویم عین الوقایع صفحه ۱۱
حسام السلطنه والی خراسان علاوه بر قشون ساخلو مرویکدسته لشکر جرار بمرو بفرستد که از تعرضات خان ارگنج
محروس ماند لهذا نواب معظم سه فوج سرباز و پانصد نفر سوار و پنج عراده توپ و خمپاره با قورخانه زیاد روانه
مرو نمود و از انتشار حرکت این قشون تازه دو سه هزار سواران بخارائی و ارگنچی که در نزدیکی کمین گاه
داشته و دست بزد بقوافل میزدند فراراً باوطان خود رفتند بواسطه تقاری که بین امیر دوست محمد خان
والی کابل و سردار کهندل خان والی قندهار حاصل شده بود عبدالله خان سیستانی را با فرامین و احکام و مختصر
سوار مامور قندهار نمودند که بین آن برادران را بمودت و یگانگی اتصال دهد و سردار سلطانعلیخان
پسر سردار کهندل خان بطهران رفت و بعضی هدایا برد و ملقب بمظفر الدوله شد و مخلع و مورد مرحمت
از قبل پادشاه ایران گردید و در این سال شیخ عبدالرحمن و سائر مشایخ بندر عباس با صید ثوینی
پسر امام مسقط اتفاق کرده او را چاکر خود خوانسند و بدولت ایران یاغی شدند و قصد دستبرد سپاهیان
ساخلو ایندولت داشتند نواب مؤید الدوله فوج گلپایگانی و فوج شقاقی را با تفنگچیان لار مامور محاصره
بندر عباس نمود تا اول سنگر و خانه های حوالی شهر را بتصرف در آوردند و روز هشتم جمادی الثانیه
یورش بردند و شهر را بغلبه گرفتند و حال آنکه پنجاه عراده توپ و لشکر زیاد از امام مسقط بکمک یاغیان
آمده بود خود دار نتوانستند و بطوری سراسیمه فراری شدند که بسیاریشان بمجازات نرسیده تماماً
دریا غرق و هلاک گردیدند و بعداً سایر نقاط اطراف بندر ات هم که بخیالی یاغیان و اطمینان یاری امام
مسقط یاغی شده بودند مسخر و مفتوح سپاه منصور ایران شد محمد حسن خان پسر سردار علیخان سیستانی و شاه
پسند خان و میر کمال خان بلوچ از سیستان بطهران ورود نموده هر کدام علی قدر مراتبهم مورد الطاف ملوکانه
شدند فتح کلات نادره خراسان و دفع جعفر آقای کلاتی که چندی بود در ظاهر منقاد و در باطن مخالفت
دولت قوی بنیاد را پیشه داشت با مر و اهتمام نواب فرمانفرما حکمران خراسان و میرزا فضل الله وزیر نظام
مرحوم در اینسال اتفاق افتاد طوفان تیره و باد شدید در ماه ذیقعده بکرمسیر فارس رویداد چنان
از صد هزار بیشتر درخت های بزرگ را از پا انداخت
(چین) تین ته که خود را از اولاد قبلای قاان و سلطانزاده طایفه مغول میدانست و سلطنت چین را
حق خود می شمرد جمعی یاغیان را در مملکت چین با خود متفق نموده شهر نانکن و بلده کانتن را گرفت و شهر
اموی را نیز متصرف شد و تا حوالی پکین لشکر برد (اسپانیا) افتتاح راه آهن از آران
ژو از به تا نیلیک قطع مراوده بین اطریش و سویس تاج سلطنت مجارستان و فرقه سن استیفین
که یکی از روحانیتین عیسویانست و یاغیان مجار سرقت و پنهان کرده بودند بدست دولت اطریش می افتد
امپراتور اطریش روزی در بالابرج شهر وین مشغول سیاحت بود بمشق لشکری که در میان خندق تحصیل فنون حربی می
نمودند بعد از اتمام مشق سپاهیان امپراتور در بالا برج اطراف بگردش میرفت که ناگهان لبنی نامی اهل مجارستان
که کمین درآمده ضربت سختی بپشت گردن امپراتور زد امپراتور شمشیر خود را کشید که بضارب زند کنت آدل چاردیا
خود را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
