Machine transcription
نسخه سویم
عين الوقايع
صفحه ۱۱۱
بترکمنار رسیدند و جنگ سختی کرده پسر او اپس گرفتند و تراکه را شکست دادند سردار میرا فضل خان پسر سردار پردل خان
از جانب مرحوم کهندل خان قندهاری لشکر بفرام کشیده آن شهر را از تصرف گماشتگان اولاد مرحوم وزیر
یار محمد خان خارج نموده متصرف شد و چون از قوت و قدرت سردار سعید محمد خان در هرات کاسته بود
لشکریان قندهاری جری شده قصد تسخیر هرات را نمودند و بسیاری بزرگان هرات نیز ضمناً متفق شده
سردار کهندل خان را بتصرف هرات خواندند و او لشکری عبارت از دوازده هزار پیاده و چهار هزار
سواره ترتیب داده از قندهار عزم هرات نمود سردار سعید محمد خان عریضه و پیشکشی بدربار ایران تو
استدعای همراهی نمود یا هر همایون نواب حسام السلطنه مرحوم سام خان ایلخانی زعفرانلو را با جمعی سوار
جزاً بعنوان حمایت و رسالت بسعید محمد خان روانه هرات نمود و او بهرات وارد شد و اردوے
سردار کهندل خان در پل مالان یکفرسنگی هرات رسیده که سردار سعید محمد خان باتفاق مرحوم سام خان
لشکری ترتیب داده از شهر خارج شدند که با کهندل خان محاربه نمایند اما سردار کهندل خان کثرت
از اطاعت دولت ایران خارج شود مسلوع طرف شدن با فرستاده والے خراسان که از قبل حسام السلطنه
ایران بود ندید و لشکریان خود را برگشته پس بقندهار رفت که سردار سعید محمد خان دو هزار و پانصد
سوار و یکفوج پیاده بر سر فراه که بتصرف سردار میر افضل خان بود فرستاد و این سپاه قلعه فراه را
بیرش گرفتند و باصطلاح آنمردم قراء پشت کوه و شید که تماماً بضبط سپاه هرات درآمد و مسکوک زیاد
که معادل شش هزار تومان پولحالیه ایران است در هرات بحکم سردار سعید محمد خان بنام علیحضرت پادشاه
ایران سکه شد و توسط مرحوم سام خان بطهران ارسال داشتند و از قبل پادشاه ایران خلعتی بسردار
سعید محمد خان مرحمت شد و سه هزار دست ملبوس نظام برای سربازان هرات و دو عراده توپ باد و
هزار تفنک سربازی مع کمر بند و توشه دانهای معمولی سپاه توسط میرزا احمد ناظم دیوان ارسال داشته
و حکم شد سپاه پیاده هرات آن لباس را بپوشند و غرض از اینمرحمت سلطان ایران قوت حال
سردار سعید محمد خان بود دهم در اینسال چند نفری از بابتیه با غوا و ریاست ملا شیخ علی نام تبریزی
که خود را ملقب بعظیم نموده و نایب سید علی محمد باب میدانست بنای فساد را گذاشتند و در خانه سلیمان
خان تبریزی که از معتقدین فرقه ضاله بود جمع شده قصد آسیب وجود مبارک پادشاه ایران
را نمودند و دوازده نفر داوطلب از آنها برخواسته بچند پارچه سلاح مسلح شده بنیاوران آمده
در کمین نشستند و منتظر وقت فرصت شدند تا روز یکشنبه ۲۸ شوال هنگامی که اعلیحضرت ناصر الدین شاه
طلاب ثراه از قصر نیاوران بعزم شکار سوار شده در وازه شکارگاه بودند سه نفر از فرقه مسطوره
که در زیر جامه خود بقمّه و طپانچه مسلّح شده بودند خود را عارض بخروج داده در محلی که هنوز ملزمین رکان
اعلی تماماً بهم نپیوسته بود جلو اسب سواری همایون و سر راه آن پادشاه عادل آمده چند تیر طپانچه
پیاپی خالی کردند ولی تیرها خطا شد و یکی از آنها که از ساچمه پر شده بود بعضی ساچمه هائیش بقطعات
بدن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
