Machine transcription
-۱۹۹-
محمد اسماعیل خان بن محمدامین خان از پدر رنجیده از قندهار بکابل آمده بامیر پیوست و امیر او را
بگرمی پذیرائی کرد و به دربار خود موقع داد .
باثر این واقعات امیر فیصله کرد که برای سرکوبی محمد امین به جانب قندهار لشکرکشی کند .
محمدامینخان نیز ترتیبات جنگ را گرفته و قوائی تحت قیادت محمدشریف خان و جلال الدینخانجانب
قلات حرکت داد که قلعه قلات را به محاصره گرفتند. از اینطرف امیر درماه ذی حجه ۱۲۸۱ هـ ق
(۱۸۶۵ع) شهزاده محمد علیخان را بالشکر کافی براه غزنی حرکت داده ، و خود نیز از عقب آن
عزیمت نمود ، سردار ولی محمدخان و سردار محمد یوسفخان برادرانخود را متحداً به حکومت کابل
گذاشت و سردار محمدافضلخان را همانطور تحت الحفظ با خود همراه ساخت. در منزل سرچشمه
مقر محمد اسماعیل خان بن سردار محمدامینخان بمعیت محمدزمان خان بن سردار سلطان محمدخان .
مرحوم - محمد سرور خان بن سردار محمداعظم خان از اردوگاه امیر فرار و به سردار محمدامین خان
پیوستند. تلاقی فریقین در ماه محرم ۱۲۸۲هـ ق (۱۸۶۵ع) در موضع جلدكبین قلات و قندهار واقع شد.
جنگ محمدامین خان و محمدعلی خان :
درین جنگ سرعسکر قندهار سردار محمدامین خان و سرعسکر کابل شهزاده محمد علیخان بود .
ابتداء محمد علیخان بپاس کاکای عینی خود میخواست کار به مصالحه بیانجامد و جنگ رخ ندهد .
اما امیر بر آشفته آن تعلل را به جبن شهزاده نسبت داد و محمد علیخان که جوان غیوری بود در برابر
طعنه پدر که گفته بود (اگر تو میترسی من خود هنوز قوه جنگ را دارم و خودم به میدان داخل میشوم)
باحرارت فوق العاده جوانی داخل میدان گردید و طوری به قلب قوای قندهار حمله کرد که محمد
امین خان رشادت او را دیده او هم بغیرت آمده و در صف اول قشون خود قرار گرفت و در نتیجه
کاکا و برادرزاده قسمی سرگرم جنگ شدند که در یک وقت هردو بخاك غلطیدند. این خبر که بامیر
رسید سخت متألم شد و پشیمانی که در نتیجه حدت مزاج و عصبانیت سبب از دست رفتن پسر
وبرادرش آنهم در محاربه بمقابل یکدیگر شده بود، روح او را بعذاب شدیدی دچار گردانید و طوری
حواسش مختل شد که فتح خود را فراموش کرد و بحال بیخودی جانب قندهار نقل داده شد . پیش
از رسیدن عساکر امیر به قندهار سردار محمد شریف خان برادر امیر و محمد اسماعیل خان پسر
محمد امینخان مرحوم و محمدزمانخان بن سردار سلطان محمدخان مرحوم و شیرعلیخان بن مهردلخان
وجلال الدینخان بن وزیر اکبرخان و سردار مدد خان در رباط قلعه اعظم خان از امیر استقبال
کرده عفو شدند و تنها محمدسرورخان بن محمد اعظم خان محبوس گردید .
بعد ازورود بقندهار حالت روحی امیر بدتر شده از غصه وعذاب روحی در خرقه مبارکه بانزوا
نشست و از امور مملکتداری بکلی دست گرفت . سردارعبدالرحمان خان که در بخارا بود واز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
