Machine transcription
-۱۷۹-
و در آن نوشت که و جود قلعه برای تامین امنیت منطقهء قبائل غلزائی لازمیست و اگر شما که عم من میباشید راضی نباشید ، ملازمین خودرا بفرستید که مرا بیرون سازد ، من برای مقابله نیامده ام بلکه از راه عذر برای امنیت منطقهء که حکومت آن بمن سپرده شده بشما مراجعه کرده ام . کهندل خان که از خواندن این مکتوب دلش نرم شده بود و از طرف دیگر چون قرهء مقابله با امیر را در خود نمیدید ـ همه این عوامل یکجاشده، اورا از اصرار به استرداد قلات باز داشت ولی چون میدانست که این پیش آمدن تدریجی امیر بالاخره به الحاق قندهار منجر شدنی است ـ پس مهردل خان برادر خود را برای جلب امداد از شاه ایران بطرف طهران اعزام داشت که او هم از سبب اینکه شاه ایران درین وقت خود را برای مداخله در امور افغانستان بالخاصه قندهار مقتدر نمیدید ، بی نیل مقصود مراجعت کرد و امیر شهـزاده شیر علی خان را به غزنی جلب و فتح محمد خان بن وزیر اکبر خان را حاکم قلات مقرر نمود .
در ضمن این گذارشها امیرکه فکر اشغال قندهار را جزم کرده بود با دولت برطانیه هم داخل مفاهمه بوده و میخواست موافقه آندولت را نیز درین اقدام حاصل دارد . دولت برطانیه که اساساً هیچگاه حاضر نیست بدون یک مجبوریت حقیقی و یا یک امتیاز و معاوضهء مهم بکسی چیزی را ولو از خودش نیاشد واگذارد ـ این کار را که یک امر حتمی الوقوع میدانست آنرا برای صورت دادن اقدام مهمتر و بر آورده شدن مقصد بزرگتری برای خودش وسیله قرار داد و آن الحاق بلوچستان بالخاصه ولایت شال با کویته که یکی از ولایات افغانی و در عین حال دروازه هند بشمار میرود ـ بود . طوریکه در قسمتهای پیشتر ملاحظه شد بلوچستان تاختم سلطنت دوم شاه شجاع خود را تابع افغانستان دانسته و همواره صداقت خود را به تاج و تخت افغانی اثبات کرده بود واخیراً در موقع تجاوز انگلیس بافغانستان برای ممانعت آن نیز صرف مساعی و قبول فداکاری نمود ولی انگلیس با نتریک محراب خان را از بین برداشت و بطور یک طرفه بر اخلاف او اطاعت خود را هم مثل اطاعت شاه افغانستان قبولاند ولی زمانیکه افغانستان از طرف انگلیس تخلیه شد و اتحاد حربی شاه شجاع و انگلیس پایان یافت، انگلیس کویته را ترک نکرد و امیر دوست محمدخان هم باینطرف توجهی ننمود زیرا بلوچستان همیشه از مربوطات قندهار بشمار میرفت وسرداران قندهار متأسفانه ازین قسمتها بی خبر بودند بنابران انگلیس درزمانیکه عزم امیردوست محمدخان را برای الحاق قندهارمشاهده کرد ، خواست این وضعیت بین البین را به یک فیصله برساند ـ بنابران قبل از آنـکه موافقهء خویش رابه الحاق قندهار اظهار دارد ، بدون مراجعه بسرداران قندهار ، خان قلات را در تحت فشار اشغال عسکری و ادار ساخت تا تبعیت برطانیه را بپذیرد وموافقهء خودرا معطل گذاشت تا امیر دوست محمد خان با الحاق قندهار مبادرت و از طرف برطانیه تصدیق آنرا بخواهد و در آن وقت معاملهء انتزاع بلوچستانرا بطور غیر محسوس بحیث یک معاوضهء کوچک ( ؟ ) وشناسائی یک امر فیصله شده ، بطور متقابله تقاضا کند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
