BrowseMukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān → page 20

Page 20

Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān · pages 1–65


Page image — the source of record

Scanned page 20 of Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān

Machine transcription

-۱۷۳- و نظربه وصیتی که کرده بود تابوت او را به مزارشریف نقل دادند که در جوار روضه مبارک دفن گشت (١٢٦٣ ه ق مطابق ١٨٤٥ ع) نظر به بدبینی که در اواخر بین امیر و وزیر پیداشده بود و علت آن اختلاف نظرشان در سیاست خارجی بود ـ بعضی ها از همان وقت مرگ وزیر نامدار را در اثر زهر خورده گی بصورت ریزه های الماس به تحریک اجنبی میدانند ( والله اعلم بالصواب). شک نیست که در پرو گرام و طرزعمل و زیر و امیر اختلاف کلی وجود داشته در حالیکه وزیر یک سیاست استقلالی و جسورانه را که همیشه در زمان کل اختیای خود به مقابل انگلیس ها و سائر ملل همسایه و اجنبی پیش برده بود میخواست ادامه داده و رعونت افغانی را در همه امور وانمود سازند و از مطالبه حقوق متلو فه هیچگاه و به هیچ قسم صرف نظر ننمایند ، بالمقابل امیر طرفدار یک سیاست محدود و محا فظه کارانه بوده نظربه تجارت گذشته به هیچ قسم اقدام مستقلانه و ابتکاری در عالم سیاست خارجی جرئت نمیکرد ازینرو در دوره دوم سلطنت امیر دوست محمدخان در چندسالی که وزیر نامدار زنده بود بحیث یک سر و دماغ نه بلکه به منزلهء بازوئی بود که کورکورانه اوامر پدر را اطاعت میکرد. ولایات و قبائل سرکش را که از طرز ادارهء مامورین و شهزاده گان رنجیده بنای طغیان میگذاشتندگر شمالی میداد و یا با تدبیر رام میساخت. بهر حال عاطل ماندن چنین یک شخصیت برجسته که رول سیاسی او هم بمانند عملیات جنگی اش در افغانستان آنقدر کامیاب و مطابق شئون ملی و آرزوی قوم ثابت شده بود بذات خود ضائعهء بز رگی بشما ر رفته و سپس مرگ نابهنگام او که بحیث فرزند بزرگ و نامدار امیر ولیعهد سلطنت شناخته میشد و در حقیقت مستحق ترین و شایسته ترین فردی برای احراز تاج و تخت افغانستان بشمار میرفت لطمهء جبران ناپذیری به پیکر مملکت حواله نمود و واقعات ما بعد و اختلافات پسران امیر که علی الاکثر لیاقت تاج و تخت را نداشتند و یکی بدیگر خود تن نمیدادند بیشتر اهمیت و ارزش چنین یک مرد بزرگ را که روزگار قرن ها بعد یکبار مثل او را بیک مملکت ارزانی میکند و شکسته گی های آن مملکت را بدست او ترمیم و آرزو های آن ملت را توسط او برمی آورد، واضح ساخت. ملت مراتب علاقه مندی خودرا باین جوان وطخواه و شهزادهء رشید در موقع مرگ او با ابراز تاثرات قلبی اثبات کرده ، در یکی از مراثی که شعرای ملی در مرگ او سروده اندفرت او را(غم اکبر) نشانداه اند. کمی پیش از مرگ وزیر اکبرخان یک رکن بزرگ دیگر مجاهدین ملی که نواب محمدزمانخان باشد نیز در اثر اصابت مرض و با که شیوع داشت دارفانی را وداع گفت و در مزار عاشقان عارفان علیه الرحمه دفن شد ـ شاعر ملی در رثای او چنین سروده است . ( عقلم کشید آه دل از صبر کند و گفت ـ دردا کزین زمانه محمد زمان برفت (١٢٦٣ ه ق) امیر شهزاده غلام حیدرخان را که بعد از وزیر اکبرخان برادر بزرگ اعیانی او بود ولیعهد سلطنت اعلان و از حکومت غزنی به حکومت جلال آباد تعین کرد و سردار شیر علی خان برادر کوچک تر او به حکومت غزنی اعزام شد .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān, page 20. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1200/20 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1200/20
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record