Machine transcription
(٤٢)
حکمران عرب بهر نوعی بود توانست شخص مذکور را مغلوب و بقتل رساند.
از سال ۲۰ تا ۳۰ هجری جعفر بن حنظله و بعدها يوسف بن عمر جميع الکرمانی
و بسان نسر بن سیار سر کرده قبیله مضر یکی پی دیگری از طرف خلافت
بحکومت خراسان مقرر شدند و این از ابتداء هجوم عرب در سال ۳۱ هجرت
در کشور خراسان تاحال یکصد سال زمانه را دربر میگرفت در تمام
اینمدت یگانه نفوذ حکام عربی خراسان بیشتر در دو ولایت نیشاپور
ومرو تمرکز داشته و در سائر بلاد و ولایات شمالی افغانستان از قبیل
تخارستان . بلخ . جوزجان . هرات و مضافات اینها تسلط مستقیمی نداشتند
باینمعنی که در تمام این مناطق اداره امور در دست حکمداران محلی بود بعضا
باداء جزيه و باجی پرداخته و بعضاً نماینده از عرب را بعنوان حاکم در پهلوی
خود پذیرفته واحیاناً قطعه ساحلوی عرب را در مرکز خود می پذیرفتند
معهذا در خلال اوقاتی که بدست می آوردند سر از اداء باج باز زده و برای
جنگ و شورش حاضر می شدند ولی عرب ها سعی کردند که خود را بیشتر
در بلخ قوی داشته وحاکم و قبایل خودشان را در آنجا مستقر سازند در
هر حال عمال اموی آهسته آهسته باینفکر افتادند که با خراسانیان مسلمان
شده دست داده و از سرداران آنها برای بقاء حکومت خود کار بگیرند
سرداران خراسانی دم از موافقت زده و باین ترتیب داخل امور کشوری
و لشکری شده به تقویت همدیگر پرداختند ولی اینها در کمین فرصتی بودند
که دولت مستقل خراسانی تشکیل نمایند .
زیرا اداره اموی را خلافت را شده اسلامی نی بلكه يك امپرا طوری
جهانگیر و مستبدی میدانستند در هر حال اینکار آسانی نبوده و امپراطوری
قوی اموی در شرق و غرب عالم بیرق اقتدار نظامی و سیاسی افراشته داشت
لهذا خراسانیان دست به تشویق وتقویه خاندان بنی هاشم زده و خواستند
آل علی و با عباس را رضی الله عنهم بنام دین عدل وحق بررخ بنی امیه کشیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
