Machine transcription
(٦٦٧)
جان شیرین را فدای آندا و بدی کنند
کزین ایزد بود شان بهتر ین پرورد گار
از رضای او نتا بند و مرا و را روز جنگ
یکدل و یك رأی باشند و موافق بنده وار
وقت فتح از بخشش نیکو بود شان ملك و مال
وقت بزم از خلعت نیکو بود شان یاد گار
خشتی کان دخل شاهان بودی اندر باستان
خلعتی کان خسروانرا بودی اندر روزگار
پیش خسرو روز خدمت چون خزان اندر شوند
باز گردند از فراوان ساز نیکو چون بهار
از نوازشهای سلطان دل پر از لهو وطرب
وز کر امتهای سلطان تن پر از رنگ و نگار
بر میانشان حلقه بند کمر ها شمس زر ( )
زیر رانشان جمله زرین مرکبان راهوار (۲)
از تفاخر و زبزرگی وز کرامت ببر زمین
زیر نعل مرکبها نشان مشك بر خیزد غبار
زینهمه بهتر مر ایشانرا همی حاصل شود
چیست آن خوشنودی شاه ورضای کردگار
با چنین نیکو کرا متها که می بینند باز
بیش ازین باشد کرامت شان امید از شهریار
و انگهی زبشان نباشد نعمت سلطان دریغ
نعمتی کورا بران کردست یزدان کامگار
(۱) (شمش زر) (۲) ۔ (زیر ران با ساز زرین)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
