Machine transcription
(٤٠)
مقرر شد و او نتوانست مبلغین خانواده عباس را که وارد خراسان شده و برضد امپراطوری اموی کار میکردند دستگیر کند، ولی آن خراسانیانیکه با قبائل ربیعه و یمنی خویشاوندی کرده بودند از موقع استفاده و مبلغین را با ضمانت خود آزاد در خفا تقویه نمودند خلیفه یزید ثانی خلیفه اموی (١٠١- ١٠٥) سعید حرشی را در سال ١٠٣ بخراسان اعزام کرد، و اینشخص در ماوراءالنهر بجنگهای چندی مبادرت و تا خجند پیشرفت در سال ١٠٤ عوض او اسلم بن سعید وارد خراسان شد اما معلوم است این تبدلات سریع و پیاپی حکام عربی خراسان مانع آن بود که ایشان بتوانند دست بکار مهم و اساسی زنند.
از سال ١٠٦ تا ١٠٩ اسد بن عبدالله بحیث حاکم خراسان شمالی از طرف خلیه هشام اموی (١٠٥-١٢٥) مقرر و کار میکرد. کار اول اینشخص اعدام هیئت مبلغین خانواده عباس در سال ١٠٧ و باز سوقیات او در غرجستان و غور است . اسد از راه مرغاب به غرجستان پیش شد و امرون حکمدار بومی غرجستان بمقابله پرداخت ، اسد پس از رزم با امرون داخل مذاکره شده و مصالحه با او را امضاء کرد . امرون نیز بعدها به میل خودش دین اسلام اختیار کرد اسد در همین سال ١٠٧ بعد از جنگ غرجستان با غوریها داخل حرب گردید ولی درینجا نتوانست کار مهمی انجام دهد ، لهذا در سال ١٠٨ مکرراً بغور رزم داد. اما اینبار هم موفقیت محکمی حاصل نکرد اسد در همین سال مصلحت دید که یکنفر سردار محلی بلخ موسوم به برمك ابو خالد بن برمك را بعنوان حاکم ولایت بلخ مقرر نماید. در سال ١٠٩ خلیفه هشام اسد را از حکومت خراسان شمالی موقوف و عوضش اشرس بن عبدالله را مقرر اعزام کرد اشرس بزودی در سمرقند عسکر کشی کرد ، و مرد بسیاری در آنجاها بدین اسلام گرویدند ولی چون متعاقباً جزیه زمان کفر بفرض تلافی کسر خزانه از ایشان خواسته شد مجدداً ارتداد و از تو کها بر ضد استمداد کردند در جنگهای متوالی که بین طرفین در پیکند، بخارا ، کمرجة
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
