Machine transcription
(٦٤٠)
سلطان لباس سلطنتی را بر ایاز پوشانید و خود در لباس اسلحه داران براه افتاد و ایاز را امر داد که پیشتر از خودش باشد چون بخدمت رسید شیخ باستقبال ایاز برخاست و در وی ننگریست و دست سلطان را گرفته گفت آنرا که بر خلق جهان پیشی داده اند توئی پیش او بنشین سلطان در تعجب شد و بنشست و چند ساعت در خدمت شیخ بود و از مواعظ و حکم وی مستفید شد چون برخاست بدره زر نزد شیخ گذاشت و التماس نمود که شیخ آنرا قبول کند شیخ پاره جوین که از خوراک خودش بود نزد سلطان گذاشت که بخورد سلطان هر چه کوشید نان از گلویش فرو نرفت شیخ گفت چنانکه این لقمه ترا گلو گیر می شود این بدره مارا در گلو فرو بندد آنرا به مستحقان بخش کن.
شیخ از اکابر مشایخ کرام است و سلطان را باوی سر احترام و اخلاص بوده است و در سال (٤٢٣) وفات نموده است.
شیخ ابوسعیدابوالخیر رحمت الله علیه
از بزرگان مشایخ و کبار این طایفه است در سال ٣٥٧ تولد یافته و عمر دراز نموده از سوخته گان کوی محبت و آوارگان طریق است رباعیات وی بهترین پارچه های ادبی و عرفانیست در اسرار التوحید نگاشته اند که پدر شیخ سلطان محمود را عظیم دوست داشتی و او در میهنه سرای بنا کرده که اکنون معروف است بسرای شیخ و بردیوار و سقف های آن بنا نام سلطان محمود و ذکر خدم و حشم و پیلان و مراکب او نقش کردند شیخ ابو سعید گفت مرید را که من در این سرای يك خانه بنا کن چنانکه آن خانه خاصه من باشد و کسی را بران تصرفی نبود پدرش به وی خانه بنا کرد چون خانه تمام شد و در گل می گرفتند شیخ فرمود تا بر در و دیوار آن بنوشتند: الله الله الله پدر پرسید این چیست شیخ گفت هر که به دیوار خانه خویش نام امیر خود نویسد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
