Machine transcription
(٦٣٨)
فصل (نوزدهم)
عرفا رحمهم الله تعالی
هنگامی که سایه سلطنت محمودیان در خراسان گسترانیده شده بود - روزگار نوبت اقبال را بر در شهر ستان غزنه می نواخت سپهبدان به پیروزی و گویندگان به سرود مشغول بودند . مدارس باز بود دانشمندان به تتبع و تحقیق می پرداختند .
صاحبدلانی نیز در قلمرو محمود بسر می بردند که شهنشاه شرق در ایشان باحترام می نگریست و سر تعظیم فرود می آورد و متواضعانه رفتار می کرد و آن ها را نیز بحضرت غزنه قرار محبت استوار بود که ما بشرح احوالشان می پردازیم تا تاریخ آن عصر مکمل تر شود.
شيخ علي هجويری دادا گنج بخش
کنیت وی ابوالحسن و نامش علی و نام پدرش عثمان است و منسوب است به هجویر و جلاب که دو محله از محلات غزنه بوده و خانواده شیخ در آنها سکونت داشته اند .
شیخ از بزرگان و ناموران این طائفه و با محمود معاصر است و همین که سلطان دیار هند را فتح نمود وی با مرقعی و عصائی خامه و کتابی در آنجا رفته و مشعل حقایق را در آن سرزمین روشن نموده است .
عارف غزنی مرید شیخ ابوالفضل ختلانی است و سلسله ارادت وی به جنید بغدادی منتهی می شود .
تذکره نگاران این طایفه در شرح مناقب شیخ تفصیلاتی داده اند ولی اکثر به تخمین سخن رانده اند . مقام فضل و پایه معرفت و مراتب وی در سلوک و شرح زندگانی او از کتاب قیمت دار خودش ( كشف المحجوب) بخوبی آشکار می شود . در این کتاب چنانکه شیوه مقربان است از سلطان ذکری بمیان نیامده ولی آشکارا واضح می شود که شیخ را با دارا اولاده محبو بش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
