Machine transcription
(٥٠٠)
انجام تخت طلا
مسعود که خود در تعمیر ذوقی نفیس داشت و در هندسه آیتی بود سه سال پیش فرمان
داده بود تختی در خور حشمت وی و سزاوار جلال و شکوه در بارغزنه تعمیر کنند
و درباره تاج خود نیز که از گوهرها گران شده بود و اورا رنج میداد حکم داده بود
که هنرمندان کاری کنند که سرش از شکوه تاج سلطانی آزار نبیند و گوهری
نیز ازان کلاه دلکش کاسته نگردد استادان هنرمند سه سال بدین کار مصروف
شدند سر انجام در شعبان سال ٤٢٩ کار آن بپایان رسید سلطان فرمان داد تا آنرا
در صفه بزرگ در سرای نو بنهند و جشنی عظیم بپا دارند بیهقی که خودش در این
مراسم حاضر بود و تخت و تاج را دیده است چنین می نگارد:
( کوشک را بیا راستند و هر کس که آن روز آن زینت بدید پس از آن هر آنچه
بدید وی را بچشم هیچ نمود ازان من باری چنین است ازان دیگران ندانم...
تخت همه از زر سرخ بود و تمثال ها و صورت ها چون شاخهای نبات از وی بر انگیخته
و بسیار جوهر در او نشانده همه قیمتی . و دار آفرینها بر کشیده همه
مکلل بانواع گوهر . و شارد وانان دیبای رومی بروی تخت پوشیده. و چار بالش
از شوشه زر بافته و ابریشم آگنده.صا و و بالش پس پشت. و چار بالش دو برین
دست و دو بر ان دست و زنجیری زر اندود از آسمان خانه صفه آویخته تا نزديك
صفه تاج و تخت. و تاج را در او بسته و چار صورت روشن ساخته . بر مثال مردم. و ایشان
را بر عمودهای از تخت استوار کرده . چنانکه دست ها بیازیده . و تاج را نگاه
میداشتند و از تاج بر سر رنجی نبود که سلسله ها و عمودها آنرا استوار می داشت
وزیر کلاه پادشاه بود و این صفه را بقالی ها و دیبا های رومی بزر و بوقلمون نغز
بیاراسته بودند و سه صد و هشتاد پاره مجلس زربفت نهاده . هر پاره يك گز درازی
و گزی خشك تر پهنا. و بران شَمامه های کافور و نافه های مشک و پاره های عود
و عنبر و در پیش تخت نعلی پانزده پاره یاقوت رمانی و بدخشی و زمرد و مروارید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
