Machine transcription
(٥٠٢)
برقرار شود و باین ترتیب فتنه ترکمن از هر طرف دفع گردد .
بیهقی می گوید چون سلطان تب داشت بمن اجازه شد که ببارگاه خاص
مشرف شوم و نامه را تقدیم دارم ـ از انجا شرح شکوه این بارگاه بس
دلانگیز بود ما نیز آنرا نقل نمودیم .
بیهقی گوید چون مرا ببارگاه اجازه دادند خانه دیدم تاريك كرده
و پرده های کتان آویخته و تر کرده و شاخ های بسیار نهاده بودند و طاسهای
زرین و سیمین بود که بران یخ گذاشته بودند امیر برتخت نشسته بود و پیرهن
توزی دربر داشت و عقدی از کافور و مروارید سیاه برگردنش آویخته
بودند که از دور می درخشید.
سلطان به مصلحت خواجه بزرگ - پیشنهادات خان را پذیرفت
و خواهر وی را به شهزاده سعید پسر خود و دختر نصر را به خان نامزاد نمود .
حمله ترکمن ها به بون
در این اثنا اطلاع رسید که ترکمانان باز به تطاول و دست درازی آغاز
کرده به بون حمله آوردند و آن شهر را غارت کردند و ابوالحسن عراقی سالار
هرات در این موقع خطیر به عیش و نشاط مشغول است و بدون آنکه توجهی کند
يك دسته از عساکر هرات را بحال پریشانی بدفع ترکمن فرستاد ولی آنها
نیز چون سردار خوب و تجهیزات درست نداشتند بهزیمت شدند و چندین تن
از ایشان کشته و اسیر شد سلطان بیشتر به تشویش افتاد و احمد عبدالصمد را
با هزار سوار بهرات فرستاد که به تدبیر امور بپردازد .
و خود به میمند و یمن آباد رفت و مهمان خواجه عبدالرزاق پسر خواجه بزرگ
شمس الکفات شد بناهای شاهانه و عمارات بزرگی که خواجه شمس المكفات
در آنجا نموده بود و تکلفات عظیمی که بسروی نمود طرف قبول و رضای سلطان
واقع گردید و از انجا دوباره به بست آمد از بوسهل حمدونی سالاری اطلاع
رسید که پسر کاکویه هر چه گفته بود دروغ و مکر بود و چون دید که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
