Machine transcription
(٤٩٠)
راضی شد در این قلعه جماعتی از تاجران مسلمان برای تجارت آمده بودند
رئیس قلعه خواست مالی را که به مسعود میدهد از آنها بگیرد تاجران مذکور
عریضه به مسعود نگاشتند و در ان از مظلومیت خود و ضعف هندوان اطلاع دادند
و نامه را به پیکان تیری بسته جانب سپاه سلطان افگندند چون مسعود آگاه
شد از صلح به جنگ گرائید و خندق را به شاخههای درختان و ساقههای نیشکر
مملو نمود و عساکر خود را از ان عبور داده عنفاً قلعه را مفتوح نمود و از آنجا
به قلعه دیگر که دران حدود بود حمله برد این قلعه سخت محکم و استوار
و دارای دیوارهای بلند و قوی بود و سلطان مسعود آنرا محاصره نمود اما نسبت
به مرض شدیدی که سلطان را فرا گرفت و خبری که از حمله تر کمانان به
طوس رسید مجبور به رجعت شد و در غزنه دارالملک محبوب خویش واپس آمد.
جنگ آمل و ساری
سلطان مسعود چون از هند بازگشت هر روز در مملکت آشوبی تازه برپا
میشد و در امنیت عمومی خللی پدید میآمد و در هر گوشه آتشی از فتنه و شورش
افروخته میگردید. مخصوصاً تر کمانان که گاهی در صحراهای مرو تر کتاز
میکردند و گاهی طوس و کرانههای تغور هرات را غارت مینمودند و گاهی به
تر مذو چغا نیان حمله میبردند.
خوارزم نیز تقریباً از دست شده بود و هر دم خبری میرسید که هارون
پسر التونتاش سر فتنه دارد و با علی تکین سازش نموده
اخباری که از بخارا میرسید نیز دال بر این بود که علی تکین بر سر آنست
که از آمویه عبور کند و بلخ را تحت حمله قرار دهد.
احوال ری و سپاهان نیز قابل اعتماد نبود و دشمنان میخواستند از موقع
استفاده کرده و از ضربات متواتری که تر کمانان به پیکر دولت محمودی
وارد میکنند استفاده نمایند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
