Machine transcription
(٤٤٤)
بر نخاستی و تعظیم ننمودی پس این دام برای چیست شیخ گفت دام است
اما مرغش او نباشد هان پیش آی که پیشت داشته اند محمود نشست و گفت
مرا سخنی بگوی از با یزید .
شیخ گفت بایزید چنین گفته است هر که مرا دید از رقم شقاوت ایمن شد
سلطان گفت پیغمبر را قدر زیادت است یا از بایزید پس ابوجهل و دیگر مشرکان
با وصف آنکه او را دیده اند چرا از اهل شقاو تند .
شیخ گفت ای محمود ادب نگهدار تصرف در ولایت خود کن مصطفی را
بچشمی که ویرا باید شناخت جز اصحاب وی ندیده اندو دلیل است برای قول
خدای ( و تراهم ينظرون اليك وهم لا يبصرون) محمود را این سخن خوش
آمد و گفت مرا پندی ده گفت پرهیز گار باش۔ نماز بگذار۔ سخاوت
کن۔ بر خلق خدا مهربان باش .
گفت دعا کن - گفت عاقبت محمود باد - و پیراهن خود را به محمود
بیاد گار داد .
ملا حسین واعظ کاشفی داستان ملاقات سلطان محمودرا با شیخ بهاء الحق
مقری ذکر نموده و گفته است سلطان معنی این آیت را از وی پرسید (تعز من
تشاء وتذل من تشاء ) و گفت من نیز توانم بمردم عزت دهم وخواری برسانم
شیخ گفت: عزت و ذلت آنست که خداوند ماند تو سلطان بزرگی را بخانقاه چون
من در ویش عاجز محتاج کرد که اينك در این جا آمده و از من دعامی خواهی
نظر به همین اخلاص به بزرگان اسلام سلطان بر آرامگاه مبارك حضرت
علی ابن موسی رضا رضی الله عنه در طوس تعمیر با شکوهی آباد نمود .
ابن اثیر این مسئله را چنین می نگارد :۔
سلطان محمود بنای مشهد را در طوس تجدید کرد که در ان آرامگاه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
