Machine transcription
( ٣٩١ )
چنانکه عادت داشت در مخاطرات شدید و هولناک
وارد میکردید خود دست به شمشیر بر دود و دسته شمشیر میزد
ودشمن را بازره دونیم میکرد (۱) بعد ازسه روز جنگ شدید راجه حصاری
شد لشکریان غزنه خندقها را بنپاشتند وحصاررا کشودند راجه بجی رای
بدست افتاد. بقول عتبی هنگامیکه شمشیرش را گرفتندطاقت توهین نیاورد
و با خنجری که داشت سینه خودرا شکافت و به زندگانی خویش خاتمه داد.
از ثروتی که درین جنگ نصیب دولت غزنی شد تنها یکصد و بیست فیل خاصه بوده.
عنصری ملک الشعرای در بارغزنه چنین گوید :
و راز بهاطیه گویم عجب فرومالی که شاه ایران آنجا چگونه شد بسفر
زمیکه خاردرشتش چوخارهای خسک بسان عالم ومغز لیکه اندر و کشور
اگرش کرگس بپر دبریزدش چنگال ورش عقاب گذارد بریز دش پر میر
نبات هاش توگفتی که کژدمانندی گره گره شده و خارها و هابراو نیشتر
گرفت ملک بجی را و گنج وخانه او زخون لشکر او کرد دشت خشک تر
سلطان امرداد که در آن حصار مساجد بپادارند و دین اسلام را به مردم بیاموزند
وخود به غزنه بازگشت اما در راه به نسبت طغیان رودخانه های پنجاب و کثرت
باران تلفات فراوان دید وابو الفتح بیهقی دبیر دانشمند ودلسوز وی به سلطان
پیشنهاد کرد که دیگر خود در میدان مبارزه داخل نشود وشعری نیز باز
می گفت ولی سلطان ازعزم خود باز نه ایستاد (۲)
جنگ بهیم نگر یا لشکر کوت
سلطان محمود در یکی از سفرهای هند از انند پال که تحت الحمایه غزنه بود
وسلطان پدرش را بجان امان داده بود و بخودش تاج بخشی نموده بود معاونت
(۱) ٢٨٦ مجرد دقاقی
(۲) ۱ ۲۸۹ ترج مجرد قا دقای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
