Machine transcription
(۳۵۳)
می نگاریم(۱) قدر خان مستقلاً بسمرقند آمد و با سلطان ملاقات نمود در روز
پنجشنبه ۲۸ صفر ۴۱٦ باشکوه و جلال تمام همدیگر را ملاقات کردند و برای تحکیم
رشته مودت سلطان زینب دختر خود را به بغان تکین پسر قدرخان که بعداً
به بغراخان معروف شد نامزاد گردانید و قدر خان یکی از دختران خود را
به شهزاده محمود داد و تحف و هدایای قیمتی تبادل گردید سلطان بغزنه باز گشت
ترکمان ها
دیگر از وقایع مهم عهد سلطان محمود قصۀ ترکمانان و قوت گرفتن
آنها در خراسانست که سلطان تا آخر عمر از ان نادم بوده و قسمتی از
اقتدار و عظمت غزنه بدست این طایفه منقضی گردید .
در اوایل قرن پنجم هجری اسرائیل پسر سلجوق به نسبتیکه علی تکین
را معاونت کرده بود تا بخارا را از ایلک و اخلافش انتزاع نماید در بخارا
متنفذ و با حشمت گردید و قتیکه سلطان از آمو دریا عبور کرد علی تکین
و اسرائیل هر دو از بخارا فرار کردند علی تکین گریخت و اسرائیل در
۴۱٦ (۱۰۲۵م) اسیر و در قلعه کالنجر واقع در کوهسار کشمیر محبوس شد
(۱) فرخی گوید :
علی تکین را کز پیش تو ملك بگریخت
هزار عزل همان بود و صد هزار همان
وگر دل از زن و فرزند نازنین برداشت
بدان دو کاو نبود از خرد بر او تاوان
اگر تو پسرش را بگیری و ببری
عزیز باشد و ایمن بر تو چون مهمان
زخر که کهن و خورد و خام و پوشش بد
فته برومی و خورد خوش و نگارستان
و درباره اطاعت قدر خان به لطان گوید :
بجاه و منزلت وقدر تا جهان بوده است
ندید. خان چو قدر خان زمین ترکستان
زچین و ماچین تاروس و تا درسه سلاب
همه ولایت خان است وزیر طاعت خان
ملیح پیش است او را زبرکتهای درخت
سپه فزونست او را زقطره باران
دلیر کردی او را بخدمت و به سخن
عزیزتر کردی او را به مجلس و میدان
بواب دیده نبود آنکه با تو در بازد
چو حاجبان تو و بندگان تو چوگان
کرامتی چه بود بیش ازین قدرخان را
که با تو همچو ندیمان تو نشست به خوان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
