Machine transcription
(٢٥٨)
را به برادر خود نصر داده خودش عازم بلخ گردید . صاحبان اقطاعات
خراسان مثل آل فریغون و اصحاب جوزجانان و شار شاه صاحب غرشستان
با او موافقه کردند و اطاعت محمود را گردن نهادند .
انقراض دولت حالا که خراسان به تمامها منتزع شده تنها
سامانی ماوراءالنهر برای عبدالملک باقی ماند در همین وقت
بکتوزون بعد از شکستهای پی در پی از محمود
خود را به بخارا رسانید . و با متفقین خود پیوست و توطئه حمله مجدداً
گذاشته شد. هنوز دست بکار نشده بودند که فایق مرد بشعبان ٣٨٩ ایلک خان
که از قضیه مرگ فایق شنیده به بخارا رو آورده روز ١٣ ذی القعده ٣٨٩ به
بخارا واصل شده و با عمل خدعه آمیزی باز ماندگان سامانی را به مجلس
خواسته وهمه شانرا محبوس نموده و عبد الملك را که در خفاء میزیست
بدست آورده باوزگند فرستاد. وی بعد ازمدت کمی درآن ناحیه جان داد.
از بین محبوسین ابوابراهیم منتصر با تغییر لباس از حبس گریخته و خود را
بخوارزم رسانید واز آنجا بدستیاری ارسلان حاجب پریخا را دست یافت
لیکن با شنیدن خبر حرکت ايلك باهل شط عقب نشست و با لاخره او و
خواصش به نیشاپور رفتند و معارض نصر بن ناصر الدین واقع شدند و
ظاهراً بروی چیره گشتند سلطان محمود که خود را در این وقت حامی تمامی
خراسان میدانست و از جانب مقام خلافت نیز تائید شده بود از شنیدن این
خبر مصمم حرکت شد. منتصر با اطلاع از حرکت سلطان رو به اسفزار واز
آنجا به ولایت قابوس بن وشمگیر نهاد و باوی با دریافت كمك از قابوس
مرتبۀ دیگر بر نیشاپور دست یافت و اما باز حریف لشکر امدادی محمود
بسر کردگی آلتونتاش نگردید . وخود را به سرخس رسانید در آنجا
هم تاب مقابله نصر بن ناصر الدین را که به تعاقب ایشان آمده بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
