Machine transcription
(۹۳)
تا حلوان پیشرفت ، اینوقت قوای دیگر خراسان بقیادت هرثمه بن اعین نزد طاهر وارد شد ، طاهر خودش از راه اهواز، وهرثمه از راه نهروان در دو ستون بجانب بغداد حرکت کردند ، اما طاهر اهواز را بجنگ گرفت و بصره و واسط تسلیم شد ، و او بمدابن رفت و بعد از اشغال آنجا بجانب بغداد پیشرفت . از دیگر طرف هرثمه نیز بعد از جنگ و غلبه در نهروان باستقامت بغداد حرکت کرد ، و در نتیجه خلیفه امین میان دو قوت محصور گردید. امین بطاهر مراجعه و ازو خواهش باز کشادن راهش بجانب مامون نمود ، ولی طاهر نمیخواست چنین چیزی صورت بگیرد لهذا رد کرد ، امین به هرثمه رجوع کرد و او قبول نمود، ومقرر شد امین در شب هنگام نزد او بیاید ، امین شبانه زورق در شط انداخت و حرکت نمود ، اما طاهر از اینقرار مسبوق و سر راه گرفته بود، و در نتیجه جنگ مختصر کشتی شقاق خورده امین در دریا مشغول شنا گردید، یکی از غلامان طاهر موسوم به قریش ـ دندانی بر خلیفه دست یافت ، و دانسته یا نا دانسته او را بکشت ، و فردا سر خلیفه به بغدادیان نشان داده شد و بغداد مفتوح گردید . طاهر به تامین و تنظیم دارالخلافه مشغول و سر امین آخلیفه مهربان را در ده محرم ۱۹۸ با نامه بدربار مامون ارسال کرد. مامون نیز از دیدن سر برادر بی اختیار بگریست. در هر حال از همین سال مرو در خراسان مرکز امپراطوری بزرگ اسلام گردید ، و فضل بن سهل به انجام ما بقی نقشه خویش مصروف گردید، میگویند روزی در مرو فضل بیکی گفت : سعی من درین دولت از ابو مسلم بیشتر است. مرد جواب داد : او سلطنت را از قبیلة بقبیله دیگر رسانید، و توتنها از برادری به برادری دیگر دادی . فضل گفت: اگر عمر باقی بود من نیز چنین کردنی هستم . فضل بعد ازانکه مامون خلیفة المؤمنین گردید، برادر خودش سهل را بحکومت عراقین و حجاز مقرر و در بغداد اعزام کرد ، و چون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
