Machine transcription
(۹۱)
فضل هم به تشویق یحیی دین اسلام قبول کرد ، و با برادرش حسن بن سهل
یکجا دخیل امور سیاسی کشور خراسان گردید، نجابت و شهرت اینخاندان
قدیم که منسوب به شاهان محلی کشور بودند با لیاقت فضل سبب شد که
مامون در مرو ، او را بسمت وزارت خود بر داشت ، و قـتــیـه
فـضـل بـدربار مامون میرفت در کرسی بـا لـداری نشسته میرفت ،
وچون مامون را میدید از کرسی فرود آمده سلام میکرد، و پیاده روان میشد
کرسی او را نیز از دنبالش میکشیدند ، تا بعد از سلام مجدداً در آن کرسی
می نشست ، و باین تر تیب امور کشور راحل وفصل میکرد ، فضل فرزندان
وخویشاوندان خودش را در ایام وزارت خود از دسا تخورده زرتشتی در خراسان
به تحصیل و آموختن مقرر کرد، و لهذا مخالفین او گویند چون آنها بر گشتند
در تعالیم شان هنوز آثار آئین قدیم پدیدار بود در هر حال فضل بن سهل که
در امور کشور ولشکر مختار ولقب ذ و الریاستین حاصل کرده بود، مساعی
خودش را مصروف این نمود که مامون مرو را مرکز خلافت امپراطوری
عباسی اعلان وازاینجا بغداد را جزء متصرفات اسلامی اداره نماید، فضل
سر کردگان خراسان را در امور دولت دخل داده، ومردان زیادی را برای
آینده کشور تربیت وتقویه نمود، یکی از زمره اینها طا هر بن حسین مرد
مشهوری بود که بزودی استقلال خراسان را اعلام نمود، در هر حال عجالتاً فضل
مامون را بهمین نقشه بکار انداخت و او را برضد خلافت بغداد آماده ساخت
از دیگر طرف فضل بن ربیع که طرفدار جدی عنصر عرب و وزیر امین در بغداد
بود، خلیفه متبوع خودش را برضد نقشه های طرح شده خراسان تحریک مینمود
بالاخره در سال ١٩٤ خلیفه امین برادرش مامون را از خراسان بدار الخلافه
احضار کرد و البته مامون وفضل نه پذیرفتند، وامين رسماً مخالفت خودشرا
بسر عليه ما مون اعلام، و نام او را از خطبه افگنده و خلاف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
