Machine transcription
(٥١)
نوح ثانی
الرضی ابو القاسم نوح بن منصور
بعد از وفات پدر نوح ثانی که سناً بسیار كوچك بود بر تخت پاد شاهی
جلوس كرد و با بخشش ها و صلات و توزیع ذخایر و اموال که پیشینیان به تدبیر
و حوصله جمع كرده بودند. در بین امراء اشار و متنفذین و طبقات خدم و حشم
و غیره از طرف کافه مردم بحیث حکمدار خراسان و ماوراءالنهر قبول گردید.
در اوایل امر (چون نوح ۱۳ سال داشت) امور مملکت محروسه را مادرش
بوکالت فرزند تاجدار اجراء میکرد. بنابموا بـدیـد ملکه مادر
رشته خویشی و اقتران بین خانواده شاهی و آل سیمجور و آل فریغون بر
قرار گردید : باین معنی كه دختری از ابوالحسن سیمجور (۱) و شاید
هم دختری از ابوالحارث محمد بن احمد فريغون والی گوز گومان
(از میمنه تا سرپل) نامزد شاه سامانی نمودند .
منصب وزارت بدست شیخ ابوالحسین عتبی سپرده شد و رتبه سپه سالاری و
لشکر کشی افواج خراسان به ابوالحسن سیمجور. ابوالحسین عتبی یکنفر از
معتمدان خود را بنام ابوالعباس تاش روی صحنه آورده و منصب حاجب
الحجابی را باو داد . همچنین فایق الخاصه را برتبه میر حاجبی بر
قرار نمود ؛ گویا این سه نفر عتبی ، تاش و فایق به شمول مادر شاه
محور تمام کارهای دولتی قرار گرفتند.
طوریکه مشاهده میشود در دوران این امیر که از خیلی کوچکی به
پادشاهی رسیده ، امرا و وزراء عوض بکار بردن هم خود به امور کشور و
فرو نشاندن اغتشاشات ، خواهشات شخصی را در امور اجتماعی مدخلیت داده
و روی اغراض خصوصی بجان همدیگر افتادند که این رویه آنها باعث
دوام اوضاع نا گوار گردید .
(۱) گردیزی در موقف سیمجور می نویسد «... ورسول را نیکو فرود آورد و
فرزندی هر چه کریمتر نامزد کرد و سفیت را ض : ۳۷ .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
