Machine transcription
(٤٩)
كعبه مكرمه ترك گفته وطاهر بن حسين (١) را که از خویشاوندان او بسود
بر جای خویش نصب کرد. بعد از ادای فریضه حج در سال ٣٥٤ تا ٣٥٥
آنگاه که قصد موطن خویش نمود، دروازه های شهر را بر روی خویش مسدود
دید او هم یکسره خدمت امیر سدید منصور بن نوح شتافته و عرض حال نمود.
امیر سامانی سپاهی در خور کشایش سیستان با او همراه ساخت و طاهر از شنیدن
آن خود را به کنفار کشیده و به اسفزار رفت. امیر خلف در مقر حکمرانی
جا گزین شد، و عساکر منصور را ترخیص نمود .
طاهر که متوجه احوال خلف بود بر سیستان غلبه آورده وخلف منهزم
و شکسته شده به باد غیس افتاد و از آنجا باز به نزد امیر سدید شتافت.
این بار نیز منصور سپاهی تحت فرمان او روانه کرد. مقارن همین اوقات
یعنی (سال ٣٥٨ یا ٣٥٩) طاهر از دنیا رفته و حسین پسرش بجای او نشسته بود
خلف حسین را محاصره کرده و کار را بر او تنگ گرفت و او را مجبور به فرار
گردانید خلف در سال ٣٦٠ باز بر مسند امارت نشست. یك سال بعد حسین مفاصة
حمله آورده و شهر را متصرف شد و خلف فراراً به جوین سیتان رفت
اما بعد از هفت روز حملهٔ شدیدی آورده و حسین را محصور ساخت. بالاخره
منصور بن نوح نامهٔ نوشته و حسین را به دربار خود خواند .
حسین بن طاهر رو به بخارا آورده و با گرمی زیادی پذیرائی شد.
صلح با رکن الدوله پیشتر آنذکر شد که امیر سامانی از اینکه چند
ولایت او در اثر ستمی سپه سالار و همچنین مداخله
مطیع عباسی از دست رفت در صدد بر آمد سپه سالار را از بین بر دارد
(١) این طاهر از تبار مرویان بود روزگاری در خراسان نزد امرای سامانی گذرانیده
و مردی لایق وقابل بار آمده بود. مؤلف تاریخ سیستان اقدامات برجسته اورا ستایش
کرده حتی معتقد است که باری به قیادت لشکر خراسان با ما کان بن کاکی جنگیده و مدتی
در دست او اسیر مانده و به هیچ قیمتی حاضر به جانبداری او نگردیده و بالاخره با نیرنگ
و فریب خود را رها ئیده و خدمت میر خراسان باز آمده و در ازای همان خدمت بوده
که امیر خراسان به ابا جعفر نوشت تا ولایت فراه با و داده شود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
