Machine transcription
(١٦)
بودند کشته ووی را به تصرف خود در آورد. اسمعیل طبرستان را به پسر لادای خود ابو العباس عبدالله بن محمد بن نوح سپرد و از آنجا به تعقیب ودفع پسر هارون عازم ری شد و آن شهر را بدون پیکار بردن قوه متصرف گردید چه محمد قبلا راه قزوین پیش گرفته بود. ری را نیز به پسر عموی دیگر خود ابوصالح منصور بن اسحاق (١) سپرد و گرگان را به پسر خود احمد داد و با و سفارش کرد که سر از فرمان ابوالعباس عبدالله نه پیچد اما چون با جستان یکی از امرای دیالمه پیکار المرد بعزل او فرمان داد.
چند دفعه دیگر از طرف محمد بن هارون که به پناه گیلانی ها رفته بود حملاتی شد تا اینکه یکی از سران سپاهی (ابوالعباس) ، محمد بن هارون را در ری دستگیر کرده و به مرکز فرستاد و به این ترتیب فتنه او خوابید. امیر بعد از مراجعت از قزوین چند مرتبه با کفار حدود شمالی جنگید و بالاخره به عمر ٦١ سالگی وفات یافت.
اگر اول پادشاهی امیر ماضی را همان سال غلبه بر عمرو ليث بدا نيم یعنی سال ٢٨٧ که بعد از آن تمام خراسان را زیر نگین شاهی آورد، دوره فرمانروائی اوهشت سال میگردد چه امیر عادل در ماه صفر سال ٢٩٥ چشم از جهان پوشید.
سيرة امیر عادل در زمان حیات خاص و عام اورا امیر عادل می نامیدند و بعد از فوتش به لقب امیر ماضی یاد گردید. وی از پادشاهان خجسته و نیک نام آل سامان است. او مردی بود که سیاست و تدبیر را با شجاعت و صلابت نفس بهم جمع کرده بود و در عین رأفت و نرم دلی مردی بیباک و در اجرای سیاست بی محابا بود. دربارۀ عدالت و جهانداری او کتب تاریخ و حکایات داستانهای عدیده نقل کرده اند.
(١) منصور از ٢٩٠ تا ٢٩٦ در ری حکومت کرد، ابوزکریای رازی کیتاب معروف خود «منصوری» را بنام وی تصنیف کرده.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
