Machine transcription
(۱۰۷)
زدو چیز گیرند هر مملکت را
یکی زرنام ملک بر نبشته
که را بو به و صلت ملک خیزد
زبانی سخنگوی و دستی گشاده
که مملکت شکار یست گورانگیرد
دوچیزاست گورا به بند اندر آرد
به شمشیر باید گرفتن مرا و را
که را تخت و شمشیر و دینا نباشد
خرد باید آنجاو چود و شجاعت
یکی زعفرانی یکی پرنیانی
دگر آهن آبداده یمانی
یکی جنبشی بایدش آسمانی
دلی همش کینه همش مهربانی
عقاب پرنده نه شیر ژیانی
یکی تیغ هندی دگرزر کانی
بدینار بستنش پای ارتوانی
نبایدش تن سرو پشت کیانی
فلک مملکت کی دهد رایگانی
همچنانکه استاد خود ادعا دارد (واقعا قصاید مدحیه را رونق دیگر بخشیده
و تن عریان آنرا طیلسان پوشانیده :
مدیح تا به بر من رسیدعریان بود زفروزینت من یافت طیلسان وازار
از آثار دقیقی غیراز اشعار پرا کنده ای که در کتب تذکره و تاریخ ولغت
باقی است هزاربیت[تعداداصلی ابیات شاهنامه اورا از سه الی بیست هزار
نوشته اند] رزمی اوست که فردوسی آنر ادرشاهنامه اختیار کرده و به
اقتفای او به بحر تقارب نظم کرده .
دقیقی به تاریخ مملکت خود سخت علاقهمند بود . و بهدین زر دتشتی
احترام میگذاشت سخنان سر کشاده وی را درباره زردشت و کتاب اوزند
دلیل برتمایل اوبه دین زردشتی و آبائی اش میدانند :
یکی زردشت وارم آرزویست که پیشت زندر ابرخوانم از بر
دقیقی پادشاهان سامانی و نیز امرای چغانی تابع سامانی را مدح گفته ـ از جمله
ممدوحان اویکی امیرسدیدابوصالح منصوربن نوح (٣٥٠-٣٦٥) سامانی
است . دیگر امیررضی ابوالقاسم نوح بن منصور (٣٦٥-٣٨٧) طاهراً در
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
