Machine transcription
به بامیان و سلطان بهاء الدین بنظر احترام می نگریستند
واورا به غزنه دعوت کردند ولی در راه در حصه (کیدان) به عارضه شکم
وفات کرد.
چهارمین پادشاه این دودمان سلطان جلال الدین علی بن سام است
مشارالیه موقعی بر تخت بامیان نشست که اوضاع میان غور وغزنه وبامیان
در اثر شهادت سلطان معزالدین غازی و وفات سلطان بهاوالدین آشفته
شده واتفاق بامیان وفیروز کوه برهم خورد. بزرگان قوم برخی طرفدار پسران
سلطان بهاوالدین بامیانی و بعضی طرفدار سلطان غیاث الدین محمود بن محمد
فیروز کوهی برادر زاده سلطان معز الدین شدند تا اینکه غزنه هم میل
بطرف بامیان نشان داد وبرخی از امرای غوری چون سپهسالار (خر وشتی)
وسلیمان (شیش) برای جلال الدین و علاو الدین پسران سلطان بهاوالدین
به بامیان نامه نوشتند و آنهارا به غزنه دعوت کردند سلطان جلال الدین برادرش
علاءالدین رابر تخت غزنه نشانید وخود به بامیان برگشت تا تخت و تاج
خویش را حفاظت کند وبه این طریق بامیان وغزنه را متفق بهم نگه دارند
میگویند سلطان جلال الدین سام در بیست و پنجاه بار شتر مرصع وزر وسیم
از غزنه به بامیان آورد. طبقات ناصری از يك حمله دیگر سلطان جلال الدین
سام به غزنی صحبت میکند که علت آن شاید تحريك فيروز كوه واغوای بعضی امرای
غوری بوده باشد بهرحال در غیاب او عمش سلطان علاو الدین مسعود تخت
بامیان را تصاحب میکند و سلطان جلال الدين عندالمراجعه عم خویش را
دستگیر میکند و میکشد وصاحب وزیر پدرش را که شاید در قضیه ورود
علاو الدین دست داشته پوست میکشد بهر حال جلال الدین هفت سال
سلطنت میکند واخر سلطان محمدخوارزمشاه بروی تاخته و او را شهید میکند
و تمام خزاین بامیان را که قسمتی از خزاین غزنه هم بر آن افزوده شده
بود با خود می برد. سلطان جلال الدین پادشاه رشید و مبارزی بود و درمیدان
(۱۷)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
