Machine transcription
نفوذ خویش تا بامیان آمد و برادر بزرگ خود ملک فخرالدین مسعود را بحیث ملک بامیان و کل تخارستان نصب کرد وخود به فیروز کوه برگشت وازین تاریخ به بعد بامیان در تاریخ دورهٔ اسلامی خویش مرکزیت اداری وسیاسی مهمتری پیدا کرد و یک سلسله ملکان غوری که بعد تر لقب سلطانی هم احراز میکنند به عنوان دودمان (شنسبانیه) یا (سلاطین شنسبانیه بامیان) بنای مملکت داری را درین درهٔ زیبا میگذراند پس ملک فخرالدین برادر بزرگ علاءالدین جهانسوز اولین ملک غوری بامیان است و او را میتوان سرسلسله سلاطین شنسبانیه بامیان حساب کرد.
ملک فخرالدین مسعود بن حسین قلمرو دولت شنسبانیه بامیان را در تمام طخارستان وسعت داد چنانچه شغنان وبلور وسرخس و بدخشان همه درضبط او در آمد. درین وقت از فیروز کوه سلطان غیاثالدین برادرزاده ملک فخرالدین برغور حکمرانی داشت در بلخ (یلدز)و در هرات (قماج) بندگان سنجر حکومت نمودند این دو نفر به خیال حمله بر فیروز کوه افتادند وملک فخرالدین بکمک ایشان برامد ودر نتیجه (یلدز) کشته شد وملک فخر الدین هم در صف شکست یافتگان قرار گرفت معذالک سلطان غیاثالدین برعم خویش احترام ووفاداری زیاد نشان داد وباتکریم زیاد وسایل مراجعت او را به بامیان اماده کردند و كما كان ملك فخر الدین به سلطنت خویش در بامیان ادامه داد نامبرده تا حوالی ۵۵۸ هجری قمری حیات بود، دومین پادشاه سلسله شنسبانیه بامیان ملك شمس الدين محمود پسر ملك فخر الدین است که باخواهر سلطان غیاث الدین ومعزالدین موسوم به(حره جلالی) ازدواج نمود. سلطان غیاثالدین اورا تشریف فرستاد و اعزاز وافر نمود و بلخ و چغانیان روخش وچروم و بدخشان و جیال همه در تصرف او در امد.درجنگی که سلاطین غور وغزنى عليه سلطان شاه خوارزمی نموده و به ولايت او وديارمرو لشكر
(۱٥)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
