Machine transcription
(76)
جریان ایندولت ابد بنیاد میبود بذریعه دستخط آفتاب شوکت شرف صدور و عزنفاذ
یافت عالیجاه معظم الیه بدریافت مضمون مثال قضا تمثال بندگان ظل سبحانی معروض
مقتبسان انوار جلال خاقانی نمود.
درین مژده گر جان فشانم رواست که این مژده آسایش جان ماست
هر گاه فی واقع حرکت موکب گردون مراکب بندگان خداوند خدا یگان بعزم
تسخیر ممالک خراسان دهد البته هنگام نزول اجلال اراکين دولت قاهره بملك
شکارپور سر و برگی که قدری عبودیت دستور را باشد بلاریب وقصورنثار بارگاه
فلك پایگاه حضور مینمایم هرگاه اقرار صداقت و خدمتگاری و آثار اطاعت و
فدویت شعاری از فحوای معروضه عالیجاه مزبور رسید بندگان همایون ما نیز بحكم
تهیه سامان سفر و تسكیم دشت سوار و پیاده لشکر فرموده باسترضای صاحبان عالیشان
انگریز بهادر در تاریخ ششم شهر رمضان المبارك سنه ١٢٤٧ هجريه از مقام خیریت
انجام لودیانه امنیت کاشانه بساعت اسعد و افرالیهجة تحرك رايات ظفر آیات فرموده
موضع جودی من علاقه لودیانه را مخیم سرادقات عظمت و اجلال و مضرب خیام سپهر
مثال گردانیدند با وجود دست خالی و کیسه تهی عقل اولوالالباب را ملاحظه آن دست
تحیر زیر زنخ میگذارد جمع آوری لشکر و اسباب و فراهمی سامان عزائر و اثواب
ارتكاب فرمودند ، آوازه عزیمت بندگان گیتی ستان چون بگوش جهانیان رسید
رنجیت سنگه بهادر والی لاهور بنابر تلافی و تدارك مافات سلسله بنیان اتحاد و
مقتضى بتحديد آیات ارتباط گردیده قياض ملا محمد حسن خان عهد را که از وفور علم
و آداب و ظهور انواع فضل و حسب مقرب حضور و بمرتبه پیش کاری مشرف ومنظور
است طلبداشته تا صفحه محبت و وداد را که در صندوق خاطر داشت بلا کثر و نقصان
اساساً بمعرض اعلان در آورده خلاصة الکلام آنكه والی مذکور بذریعه سفیر مذکور
بعد از استكشاف كوانف الفت و دايف نزديك و دور كلمات رنگین و عبارت دلنشین
به آن نهج و آئین بر لوح خواطر دریا مقاطر آسمان تمکین ثبت نمود که اگر وثیقه
موشحه موافق مرضی سر کارین از طرفین بقام مواحدت رقم در آید این محبت آیت
بر سبيل يکجائگی مبلغ يك لك و بیست هزار روپیه بصیغه معاضدت و مددگاری
با علیحضرت خاقانی دست یاری مینمایم از انجا که مرات ضمیر بندگان ما از غبار
کدورت و نفاق صاف ، آوازۀ اتفاق همایون ما قاف تا قاف است بنابر مسلحت وقت و
حصول کام و انجام مطالب و مرام و انصرام این کار در کار شدند بعد ازان میان
جو عبدالصمد کشمیری را که در فن دلالی در وجواهر بحر و کان شهره آفاق و در
چرب زبانی و کاردانی بحضور ارکان و اعیان این اوطان یگانه آفاق
و طاق است با تفاق عاليجاه محمد شریف خان ضبط بیگی سر کار ما که بنابر
انصرام بعضی امر ضرور بجانب امر تسر ولاهور مقرر و مامور بود بطریق وکالت
بحضور فیض گنجور ما فرستاده وکیل مذکور هرگاه بعتبه عليه جبه سا گر دیده خاك
آستان فیض نشان را چون کحل جواهر در دیده صدق کشیده طلسم سر بسته رنجیت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
