Machine transcription
« ۲۸ »
بسمت دیره اسمعیل خان معطوف فرمودند در آنجا وکلای عالیجاه محمد خان سدوزائی
حاکم وسردار کمپجی دله باستلام عتبه فلك رتبه خاقانی مشرف شده پیشکش ها ونذرانه
معه مالیات از نظر اشرف گذرانیدند و بخلعت های فاخره سرفراز و ممتاز گردیدند و از آنجا
نیز موکب دولت و اقبال منزل بمنزل کوچ نموده رونق افزای كيرك دلاچی شده سیادت
پناه قضات دستگاه میرعطا قاضی دارالسلطنه کابل که برکاب نصرت مآب اشرف
حاضر بود برای سیرو تماشای کمان نمك از حضور انور رخصت خواسته دستوری یافت اتفاقا
در آنجا طایفه قطاع الطريقان ملانی شده آن نیکبخت را بشهادت رسانیدند چون بندگان
اشرف ما بعد نماز ظهر بدیوانخانه مبارکه تشریف فرماشدند واقعه شهادت قاضی موصوف را
بسمع اشرف رسانیدند بندگان اشرف دابالاجمال فرمودند هر که در کمان نماك رفت نمك شد
اخیر درهمانوقت بعالیجاه محمد شریف خان ضبط بیگی امر شد که بیکهزار سوار همراه
برده اطراف وجوانب دزدان را احاطه نموده دزدان را واجب الاذعان ترددا واهتمام
مالاکلام نمود با وجود آنکه طایفه وزیری نیز با قطاع الطريقان متفق شده آماده جنگ
شدند مگر عالیجاه موصوف از روی هشیاری و کاردانی اکثر قطاع الطريقان را بقتل
رسانید و سرهای آنها را بریده و بعضی را اسیر دستگیر کرده بحضور انور حاضر آورد
ناگهان در سرهای مقتولان نظر بندگان اشرف ما برسر محمد خان نامی که سابق ازین
جهته پله ی راه از وزیری همرکاب بندگان ماشده بود افتاده شناخته تأسف بسیار نمودیم
بنابران سر او را درشال پیچیده بمعه مبلغ زر سرخ بخانه او فرستاده و پسر او را طلبانیده
بعواطف جليله خسروانی معتاد ساخته خلعت و جاینگیر مستمری عنایت کردند چون
قطاع الطريقان که بانی مبانی شر و فساد بودند بسزای اعمال خود ها رسیده باقی اسیران مرخص
ومخلی فرموده كوكبه دولت واقبال منزل بمنزل کوچ نموده رونق افزای پشاور شدیم
مقارن آنحال عرایض مردمان خطه كشمیر بحضور بندگان سکندرشان رسیده بیدادی
و تعدی حاکم آنجا بسمع قدسیه رسانیدند از آنجا که از ابتدای جلوس براورنگ جهان
بانی و آغاز تخت بر سریر کشور ستانی بر مرآت ضمیر مهر نظیر انورو خواطر خطير
ضیا گستر انطباع پذیر اثر افت عالم قدس و استقاضه كبر الهامات معالم انس است منطبع
ومنقش است که مطلوب از سلطنت و حکمرانی و ابهت و کشور کشائی آنست که هیچوقت اغراض
نفسانی خودرا منظور نداشته همواره در انتظام جهان والتام جهانیان کوشند و پیوسته در
تقديم مراسم شبانی ولوازم پاسبانی پردازند زیرا که متفق عليه علما وحكماست که مقصود
از سلطنت پرورش رعیت و وصول رضای حضرت داور متعال است نه جمع آوری مال ومنال
مراد از ریاست حراست خلق است وصول به دولت و عنایت ربانی نه تحصیل حظوظ
فانی ولذات جسمانی .
سلطنت خیمه ایست بس موزون کش بود راستی وعدل ستون
گر نباشد ستون خیمه بجای چون بود خیمه بیستون برپای
يارب این خیمه سعادت مند زین ستون تا بحشر باد بلند
فی الجمله چون عبدالله خان حاکم کشمیر شیوه انصاف باز پردستان آن دیار مرعی نمیداشت
ومالیات چندین ساله بسر کار اشرف نرسانده بود لهذا درمرات خواطر حق پسند چنان جلوه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
