BrowseVāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i → page 159

Page 159

Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i · pages 1–183


Page image — the source of record

Scanned page 159 of Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i

Machine transcription

(١٤٤) واقعه ها ئله شهادت حضرت شاه غفران پناه از دست ظلم بدعهدان بیحیا و رو سیاه شجاع الدوله والد محمد زمان خان را كدام مخبر بد اختر خبر داده بود كه پادشاه امشب در بالا حصار منقبانه رفته اند وعلى الصباح ضروز بخیمه گاه خود خواهند آمد باطلاع این خبر تمام شب خارج بالا حصار در اثنای راه منزلگاه با جمع از سوار و پیاده اشرار در كمین نشسته ماند تا که هنگام صبح پگاه حضرت شاه جمجاه پنبه راه بالا حصار و منزلگاه رسید چونکه دروازهای پالکی از هردوسو بند بود و پاد شاه بیگناه مشغول بذكر خدا وند و پالکی مذکور بكمینگاه آن ظالم مغرور قریب بعبور شد آن شریر سر شور از انصا ف دور بیخدشه صد ضرب تفنک قدر آهنگ را بر سر پالکی سر داد از وقوع این بیداد شاه نامدار باجسم خون بار وسرودل افکار بی اختیار از پالکی ببر آمده خواستند كه خصم نا بکار را گرفتار كنند با از وار شمشیر ذو الفقار شهر به ار البوار بفرستند اول آن حرامی نمك حرام از هيبت وشوكت صورت خانة روانتقام تاب استقامت و آرام نیاورده بخوف تمام چون سگ گمنام از ضرغام پا بگریز شد و آن مطرود ومردود حضرت ودود خواست که بی نیل مقصود بر گردد مگر جعفر نام پزیدانجا. مرادخانی که با آن حرامی باین حركت بي بركت بحصول رو سیاهی دوجهانی مشارکت جانی داشت او را نگذاشت و گفت ای بدبخت جای اندیشه نیست و درین بیشه وصحرا جز این شیر از کار افتاده دیگر کیست برگرد و کارش تمام كن والا اگر زنده رفت شیر خواره خاندان تراهم زیر تیغ بیدریغ خواهد كشيد لهذا آن حرامی بد گهر باجعفر كافر سیر مکرر برسرشاه جم افسر بی صدور گناه كه زبانش ذكر بكلمه طيبه لااله الا الله بود واز ضرب گولهای تفنگ وفرا بین جانکاه از تاب و توان مانده و در غایت درد و الم بیچاره و بی پناه آمده بزخم شمشیر بدرجه شهادت رسانیدند و نود کویمند شهنواز نام پیشخدمتیکه که در آنوقت برکاب شهادت انتسابش حاضر بود دوبار را بزخم شمشیر مجروح ساخت لاکن چون میدان را از اغیار خالی و کیسه شاه جنت آرامگاه را پرازجواهر ولالی یافته فرصت وقت را غنیمت انگاشته هر دوکیسه پرجواهر گران قیمت آن مستحق خزاین جنت را بریده راه حصار پیش گرفت واز عدم حوصله یان واستیلای یاس و هراس كه خاصه متغلبان خیانت اساس است همه آن جواهرات گران سنگ بیش بها را در يك درزی از دیوار كهنه انداخت تا از بی نصیبش نصیب بی نصیبی دیگر گردیده واز نجا كشیده بچند مبلغ فروخت آخر الامر بدست شجاع الدوله حرامی رسید القصه نعش بناد شاه جمجاه همچنان در میدان بخاک وخون غلطان افتاده بود افسوس شهنشاهی كه رایت خورشید آیت رفعت و نامداریش از قبه مهروماه گذشت و كوس ا بهت و بزرگیش در عرصه جهان بلند آوازه كشته بود ظالمان بیحیا و نمکحرا مان بیوقا ازفرط بیرحمی و جفا بضرب فرابين غدر و تفنگ دغا و از غایت ستمگاری و شقا بزخم شمشیر عناد و تیغ دغا از پا درانداخته هیهات هیهات از ان گلشن آرای باغ سلطنت وشهر یاری که از گلبن امید گلی نچید و برفت وحیف حیف از ان چمن پیرای حديقه خلافت و نامداری كه از نهال آرزو ثمری ندید و برفت وازه توهای سگان ایگان ...

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i, page 159. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1189/159 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1189/159
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record