BrowseVāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i → page 142

Page 142

Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i · pages 1–183


Page image — the source of record

Scanned page 142 of Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i

Machine transcription

(۱۴۷) وصا حبان بلند شان رسید بندگان شهزاده محمد تیمور و جرنیل سیل صاحب و سکندر برنس صاحب مع افواج انکلیسی و سوارانراسی فولخزاری مامور کوهستان شدند اولا در موضع خواجه خضری بر قلعه میر مسجدی خان مقدمه پیش آمد چنانچه میر موصوف در آن قلعه با چهل پنجاه نفر پیاده تفنگچی ملکی استقامت ورزیده دست جلادت و مردانکی دراز کرد جرنیل فوق الذکر بضرب کاولهای توپ یکطرف دیوار حصار را مسمار ساخته بلشکر نصرت اثر حکم یورش داد قطارا دیوار حصار آنقدر مسمار نشده بود که دلاوران تهور نشان باندون قلعه در آیند با وجود آن حمله نموده بیای دیوار پیوسته کمال تهور بکار برده قدم بر دیوار گذاشتند اما از درون قلعه تفنگ وتیغ بیدریغ میزدند کار بجای رسید که دلاوران فوج انکریزی سنکین تفنک و قمکچیان بکار دو خنجر وچنک برسر وسینه یکه یکر کار میفرمودند غرض از باعث بلندی دیوار قلعه وعدم حصول دخول بسیار دلاوران سر خود در پای دیوار کذاشتند و کانلی صاحب بهادر نیز از زیر دستی دست اجل رخت حیات هم در پای قلعه از بر کشید جرنیل بهادر چون دانست که بر قلعه عروج غیر ممکن است لهذا دلاوران فوج را حکم مراجعت وترك مداخلت داد چونکه مردم جرا رو جنگی از طرف میر مسجدی نیز بر سر دیوار قلعه بسی مقتول و مجروح شده بودند و یکدست خودش هم از ضرب سنگین تفنک دلاوران از کار رفته لهذا استقامت آنجا را موجب هلاك تصوریده بوقت شب از حصار بر آمده بسمت ریزه کوهستان رفت دوست محمد خان در حینیکه در کوهستان رسید جمعیت نموده در موضع پروان هنگامیکه آراسته از افواج نصرت امواج اولا اقدری سوار هندوستانی محالة بمقابله او رفت چون دوست محمد خان سواران هندی را بسیمون پلٹن و توپیافت محمد افضل خان پسرش را با چند سوار که همراه داشت فی الفور بر سواران مذکور حکم مقابله و حمله داد چون دلاوری بکار بردند سواران هندی روی خون دیده استقامت بسر خود دشوار یافته بید چون افواج انکريزي ما نند امواج سیل قادرو رسید دوست محمد خان با محمد افضل خان در میدان کریراسب انکيز شد ند هر کاه دانست كه فوج انگریزی چون بيك اجل از عقب سرانخواهد كذاشت و از شهرت دادن صاحبان بلند شان که هر کسیکه دوست محمد خان را كرفتار نموده بیارد مبلغ دو لك روپیه انعام داده میشود ترسید که مردم اینملک که برای پنجروپیه پنج نفر را میکشد من از دست ایشان هیچ جای جان بسلامت نخواهم برد مقتضای خرد آنست که بپای خود نزد صاحبان رفته از روی عذر و التیام سرانجام مرام خود نمایم هنوز بخیال مردم آنسر زمین این بود که دوست محمد خان در پناه چندین مقابله و کارزار خواهد نمود لاکن دوست محمد خان بعد ازین از مآل کار کسی را اطلاع نداده خود را مع سه سوار که یکی از ان محمد افضل خان پسرش بود بوقت شام منو کلانلی الملك العلام بخدمت ميكناتن صاحب بهادر رسانید صاحب ممدوح در آنحال از بالا حصار بجهۀ هواخوردن سوار شده میرفت که ناگاه شخصی آمده مصافحه نمود صاحب ممدوح پرسید که شما چه کسید کفت من دوست محمد خانم ميكناتنصاحب از اینمعنی نهایت منشرح الحال كرديده با او مراجعت بمكان خودنموده بیحد محبت وسلوك رامسلوك داشته غایت فرمان پذیرا یی اختیار کرد.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i, page 142. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1189/142 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1189/142
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record